ترجمه ارشاد شيخ مفيد - رسولي محلاتي، سيد هاشم - الصفحة ٢٦٢ - فصل(٣٤) سخنان آن حضرت در مذمت مردم كوفه و سستى آنان در جنگ
[فصل (٣٣) سخنان آن حضرت در مذمت مردم كوفه و سستى آنان در جنگ]
و از سخنان آن حضرت ٧ است كه در آن هنگام كه به پرچم شاميان گذشت و ديد همراهان پرچم با بردبارى شگفت انگيزى كه براى پيكار با مؤمنين دارند از جاى خود جنبش نكنند پس بياران خود فرمود: همانا اينان جنبش نكنند از جاى خود بىنيزه زدن پياپى كه جان از تن دشمن بيرون شود، و بىشمشير زدنى كه كاسه سر را بشكافد و استخوانها را خورد كرده بندهاى دست و مشتها را بيندازد، و (از جاى خود جنبش نكنند) تا صورتهاى آنان با گرزهاى آهنين شكافته شود، و ابروهاشان بسينهها و چانههاشان ريخته شود (يعنى تا اين گونه پايدارى در برابرشان نكنيد اينان از جاى خود عقبنشينى نكنند و پراكنده نشوند) كجايند يارى دهندگان؟ كجايند دانشجويان؟ پس از اين سخنان گروهى از مسلمانان (بغيرت آمده) از جاى جستند و آنان را پراكنده كردند.
[فصل (٣٤) سخنان آن حضرت در مذمت مردم كوفه و سستى آنان در جنگ]
و از سخنان آن حضرت ٧ است در همين باره كه فرمود: همانا اين مردم چنين نيستند كه بسوى حق بازگشت كنند، و چنين نيستند كه آن سخن يكسان ميان همه مسلمانان (يعنى ايمان بخدا و رسول) را بپذيرند تا اينكه بريزند بر آنها لشكرهاى پى در پى كه دنبال آنان درآيند لشكرها (يعنى فوج فوج پشت سر هم لشكر بسر آنان بريزند) و تا اينكه سپاهيان بيشمار با اسب يدكى كه از اين سو و آن سو تهيه شده و بدنبال دارند با ايشان بجنگند، و تا لشكر بسيار (كه پنج سمت آنان يعنى جلو و دنبال و راست و چپ و قلبشان منظم و آراسته است) كه در پى لشكر كلان است بشهر ايشان كشيده شود، و تا اينكه اسبها با سمهاشان زمينهاى پهلوى يك ديگر و دور تا دور چراگاههاى حيوانات ايشان را بكوبند، و تا اينكه يغما و چپاول از هر راهى بر ايشان پراكنده شود (يعنى از هر سو بايشان غارت برند) و پرچمها از هر سو بطرف