ترجمه ارشاد شيخ مفيد - رسولي محلاتي، سيد هاشم - الصفحة ٢٤٨ - فصل(٢٥) سخنان او هنگام عبور بر كشتهگان جنگ جمل
[فصل (٢٤) سخنان او پس از كشته شدن طلحه]
و از جمله سخنان آن حضرت ٧ است آنگاه كه طلحة كشته شد و مردم بصره پراكنده شدند (فرمود:) بسبب ما شما بر كوهان شرف و بزرگى سوار شديد، و بوسيله ما از تيرگى شبهاى آخر ماه (يعنى كفر و شرك) وارد در روشنائى بامداد (دين اسلام) گرديديد، و بواسطه ما هنگامى كه در تاريكى (گمراهى و نادانى) بوديد راهنمائى شده (و براه راست گام نهاديد) كر شده آن گوشى كه از فرياد رهنما پند نگرفته، چگونه ميشنود آواز آهسته را گوشى كه صداى بلند آن را كر كرده، آرام باشد دلى كه نگرانى و ترس خدا از آن جدا نگردد، همواره چشم براه نتائج بىوفائى و پيمانشكنى شما بودم، و هميشه بفراست درك ميكردم كه زينت فريبنده شما را فريفته است، و پرده دين (و لباس پرهيزكارى كه من داشتم) شما را از من پنهان ساخت (و نگذارد با من بيعت كنيد) و بينا كرد مرا بر حال شما همان صفاى دل و باطن خودم، حق را براى شما بپا داشتم هنگامى كه مىشناسيد يك ديگر را و راهنمائى براى شما نيست، و چاه ميكنيد ولى آبى بدست نمىآوريد، امروز براى شما زبان بسته صاحب بيان را گويا مىكنم (اشاره بخود آن حضرت ٧ است) دور باد فهم و دانائى كسى كه از من باز ماند (و از پيروى من سرباز زند) از زمانى كه حق را دريافته و ديدهام در باره آن شك و ترديد نكردهام، فرزندان يعقوب بر راه بزرگ هدايت بودند تا گاهى كك پدر را آزردند و برادر خود را فروختند، پس از اقرار بگناه بازگشت و توبه ايشان بود، و بسبب آمرزشخواهى پدر و برادرشان گناهشان آمرزيده شد.
[فصل (٢٥) سخنان او هنگام عبور بر كشتهگان جنگ جمل]
و از سخنان آن حضرت ٧ است آنگاه كه در ميان كشتگان (جنگ جمل) گردش ميكرد (كه فرمود:) اين قريش (و فاميل من) است كه من (با كشتن آنها) بينى خود را بريدم ولى خود را شفا بخشيدم