ترجمه ارشاد شيخ مفيد - رسولي محلاتي، سيد هاشم - الصفحة ٢٤٦ - فصل(٢٢) سخنان او پس از حركت از ذى قار
مىباشد (يعنى هر ايرادى در اين باره بمن بگيرند بخود آنها بازگردد) و همانا من (كارهاى خود را) بر پايه بينائى و بصيرت انجام مىدهم و چيزى بر من مشتبه و پوشيده نيست، براستى اينان همان گروه ستمكارند (كه رسول خدا ٦ خبر داد) و در ايشان است گل سياه (اشاره به تيرگى فتنه و فساد آنها است يا به تيرگى دلشان) و زهر عقرب (كينه و دشمنى) بحقيقت (گروهى هستند كه مانند دم اسب) موى آن دراز و سخت شده و (مانند پستانى است كه) شير (فتنه و فساد) در آن جا كرده (و پر شده) شير ميخواهند از پستانى كه از شير تهى شده، و زنده ميخواهند بيعتى را (در نهج البلاغة «بدعة» بجاى «بيعت» است) كه مرده (مقصود بيعت با عثمان يا بدعتهاى او است كه بيت المال را بميل خود حيف و ميل مىكرد) تا برگردد گمراهى بجاى خود، و من از آنچه انجام دادهام پوزش نميخواهم، و از آنچه كردهام بيزارى نميجويم (زيرا خلافى مرتكب نشدهام) پس نوميدى باد براى خواننده! (يعنى آن كس كه مرا بجنگ يا بموافقت خود مىخواند) و كه را ميخواند؟ اگر باو گفته شود: طرف دعوت تو كيست؟ و بچه كسى پاسخ دعوت دادهاى؟ و امام تو كيست و روش او چيست؟ آنگاه است كه باطل از جاى خود كند، شود، و هر آينه زبانش از گفتار باز ماند و بخدا سوگند براى آنان حوضى را پر كنم كه خود آب آن را بكشم (ميدان نبردى تهيه ديده كه آنها را نابود سازم) بدانسان كه از آن بيرون نيايند، و پس از اين هرگز سيراب نشوند، و من بحجت خدا بر ايشان و عذر او در باره اينان راضى هستم زيرا كه من خواننده ايشان هستم و خود آشكاركننده بر آنان هستم، پس اگر بازگشت كرده پذيرفتند، بازگشت و توبه بآنها داده شده و حق پذيرفته خواهد بود، كفر ايشان زيانى بخداوند نرساند (يا خداوند توبه آنان را پذيرفته و حق ايشان را نمىپوشاند) و اگر توبه نكرده و سرباز نزنند برندگى شمشير را بآنان حواله مىكنم كه ايشان را براى بهبودى از باطل كفايت كند و شخص با ايمان را يارى دهد.