ترجمه ارشاد شيخ مفيد - رسولي محلاتي، سيد هاشم - الصفحة ٢٥ - باب دوم در بيان شمه از اخبار أمير المؤمنين و فضائل و مناقب، و آن قسمت از كلمات حكمت آميز و پند و اندرزهايش كه بما رسيده، و آنچه از معجزات و داوريها و نشانههاى(امامت) آن جناب روايت شده
همين كلمات را تكرار ميكرد و دعا ميخواند و ميگريست، تا اينكه هنگام سحر شد، پس بمن گفت: اى ياسر عيسى را بلند كن، من او را بلند كردم، پس باو گفت: اى عيسى برخيز و نزد قبر پسر عمويت نماز بخوان، عيسى گفت: اين كداميك از پسر عموهاى من است؟ گفت اين قبر على بن ابى طالب است، پس عيسى وضوء گرفت و ايستاد بنماز، و هر دو مشغول نماز بودند تا اينكه سپيده دميد، من گفتم: يا أمير المؤمنين صبح است، پس سوار شديم و بكوفه برگشتيم.
باب دوم در بيان شمه از اخبار أمير المؤمنين و فضائل و مناقب، و آن قسمت از كلمات حكمت آميز و پند و اندرزهايش كه بما رسيده، و آنچه از معجزات و داوريها و نشانههاى (امامت) آن جناب روايت شده.
١- از آن جمله است: خبرهائى كه در باره پيشى گرفتن او بايمان بخدا و رسولش ٦ و سبقت جستن او در اين باره رسيده، خبر داد بمن ابو الجيش مظفر بن محمد بلخى (بسند خود) از يحيى بن عفيف ابن قيس از پدرش كه گويد (روزى) پيش از آنكه كار نبوت پيغمبر ٦ آشكار شود، من با عباس بن عبد المطلب (عموى پيغمبر ٦) در مكه نشسته بوديم كه جوانى آمد و نگاهى بآسمان كرد آنگاه