ترجمه ارشاد شيخ مفيد - رسولي محلاتي، سيد هاشم - الصفحة ٢٣ - فصل(٦) محل دفن و جريان به خاك سپردن آن حضرت
على عليهما السّلام پرسيدم: أمير المؤمنين ٧ در كجا دفن شد؟ فرمود: در ناحيه غريين پيش از سپيده دم بخاك سپرده شد، و حسن و حسين و محمد (حنفيه) فرزندان آن حضرت، و عبد اللَّه بن جعفر (برادرزادهاش، اين چهار تن) وارد قبرش شدند (و جنازه را در قبر گذاردند).
٣- و يعقوب بن يزيد (بسند خود) روايت كند كه بحسين بن على عليهما السّلام عرض شد: كه شما أمير المؤمنين را در كجا بخاك سپرديد؟ فرمود: شبانه او را برداشتيم: و از سوى مسجد اشعث او را برديم تا رسيديم بپشت كوفه در كنار غريين و در آنجا او را دفن كرديم.
٤- و محمد بن زكريا (بسندش) از عبد اللَّه بن حازم حديث كند كه گفت: روزى با هارون الرشيد براى شكار از كوفه بيرون رفتيم، پس بناحيه غريين و ثويه (كه جايى است پشت كوفه و قبر أبو موسى اشعرى در آنجا است) رسيديم، آهوانى را در آنجا ديديم، پس بازها و سگها (ى شكارى) را بطرف آنها رها كرديم، آنها ساعتى براى شكار آهوان دست و پا كردند (ولى نتوانستند آنها را شكار كنند) پس آن آهوان به تپه (كه در آنجا بود) پناه بردند و بالاى همان تپه ايستادند، (ناگهان ديديم) بازها در كنارى از آن تپه فرود آمدند و سگهاى شكارى بازگشتند، هارون از اين جريان در شگفت شد، سپس آهوان از تپه بزير آمدند بازها بطرف آنها پرواز كردند و سگها نيز بسوى آنها دويدند، آهوان (كه كه اين جريان را ديدند) دوباره بآن تپه (پناه بردند بآنجا) رفتند، بازها و سگها نيز (آنها را رها ساخته) بجاى خود بازگشتند، و تا سه مرتبه اين جريان تكرار شد، هارون الرشيد گفت: بشتاب برويد و هر كه (در اين اطراف) يافتيد او را نزد من بياوريد (زيرا چنين مينمايد كه اين زمين مقدسى است و اسرارى در آن نهفته است، گويد: ما بجستجو در آن اطراف پرداختيم،) پير مردى از قبيله