ترجمه ارشاد شيخ مفيد - رسولي محلاتي، سيد هاشم - الصفحة ١٣٨ - فصل(٤١) رفتن على ع به طائف و شجاعت او
مخلصين برترى داشته باشد يا نزديك بكردار آنان و جهادى كه آنان دوست دارند باشد، و در نتيجه اينان از زمره مخلصين جدا گردند بدان كوتاهيهائى كه روا داشتند.
[فصل (٤١) رفتن على ع به طائف و شجاعت او]
و چون خداى تعالى گروههاى مشركين را در جنگ حنين پراكنده ساخت آنان بدو گروه بخش شدند اعراب و بدويان بيابانى و پيروانشان بأوطاس (كه نام قسمتى از بيابان نجد است) رفته و قبيله ثقيف و پيروان آنها بطائف كوچ كردند، پس پيغمبر ٦ ابو عامر اشعرى را با گروهى كه از آن جمله بود ابو موسى اشعرى آنان را بأوطاس فرستاد، و ابو سفيان را بطائف روان داشت، ابو عامر اشعرى پرچم جنگ را گرفته پيش افتاد و با مشركين جنگ كرد تا كشته شد، پس مردم بابو موسى گفتند: تو پسر عموى فرمانده و امير ما (كه كشته شد) هستى، پس تو پرچم را بدست گير تا با ما در پاى آن بجنگيم، پس أبو موسى پرچم را گرفته و با مسلمانان جنگ كرد تا خداوند پيروزى بر دشمن را بهره ايشان نمود.
و اما أبو سفيان چون بقبيله ثقيف رسيد آنان پيش رويش درآمده و چنان شمشير زدند كه أبو سفيان بگريخت، و بنزد رسول خدا ٦ بازگشته گفت: مرا با مردمى از هذيل و بدويان فرستاده كه بدست آنان دلو را از چاه نتوان بالا كشيد، اينها بكار من نخورند! رسول خدا ٦ خاموش گشت سپس خود آن حضرت بسوى طائف حركت فرمود، و چند روز دشمنان را محاصره كرد، و در اين خلال أمير المؤمنين ٧ را با جمعى از سواران روانه كرده، و دستور داد آنچه بيابند پايمال نموده و هر بتى ببينند آن را