ترجمه ارشاد شيخ مفيد - رسولي محلاتي، سيد هاشم - الصفحة ٣٠١ - فصل(٥٣) سخنان آن حضرت در حكمت و اندرز
در سيرى از حد بگذراند شكمپرى آن را برنج اندازد، پس هر كوتاهى از اندازه آن را زيان رساند، و هر زيادى از حد آن را تباه گرداند.
٤٤- و از سخنان آن حضرت ٧ است كه هنگامى شاه زنان دختر پادشاه ايران اسير گشت (و او را بمدينه بردند) آن حضرت از او پرسيد: پس از داستان فيل چه چيز از پدر خود بياد دارى؟ گفت: از او بياد دارم كه ميگفت: هر گاه اراده خداوند بر كارى قرار گيرد طمعها در برابر آن خوار گردد، و هر گاه زمان كسى بسر آيد مرگ او در تدبير و حيله است (يعنى همان حيله و تدبيرى كه براى رفع مرگ انديشيده موجب مرگ او شود) حضرت ٧ فرمود: چه نيكو است آنچه پدرت گفته است، خوار و زبون ميشوند كارها در برابر تقديرات تا بجائى كه مرگ در تدبير باشد.
٤٥- و از سخنان آن حضرت ٧ است: هر كه بر چيزى يقين داشت و (در باره همان چيز) شكى باو عارض شد بر همان يقين خود برود (و اعتنائى بشك نكند) زيرا شك جلوگير يقين نشود.
٤٦- و فرمود ٧: مؤمن كسى است كه از خود در رنج و تعب است ولى مردم از او آسودهاند.
٤٧- و فرمود: كسى كه كسالت و كاهلى ورزد حقى كه از خداى تعالى بگردن او است نتواند اداء كند.
٤٨- بهترين عبادتها: بردبارى، و خموشى، و چشم براه فرج بودن است.
٤٩- صبر و بردبارى سه گونه است: صبر بر مصيبت، صبر بر گناه و نافرمانى، صبر بر اطاعت