ترجمه ارشاد شيخ مفيد - رسولي محلاتي، سيد هاشم - الصفحة ١٧٧ - فصل(٥٢) حديث ثقلين و جريان بيمارى رسول خدا ص
ابو طالب است آن را مگو ولى بگو: «و نيست محمد ٦ مگر پيمبرى كه بگذشته است پيش از او پيمبرانى پس اگر بميرد يا كشته شود باز گرديد بر اعقاب خود» (آيه ١٤٤ از سوره آل عمران) زهرا ٧ بسيار گريست، پس آن حضرت ٦ باو اشاره كرد كه نزديك رود، زهرا عليها السّلام نزديك شد، حضرت آهسته چيزى باو فرمود كه رويش بدان سخن از هم شكفته شد، سپس جان از تن شريفش گرفته شد (و از دنيا رفت) و در آن حال دست راست أمير المؤمنين ٧ زير چانه آن حضرت ٦ بود و جان او در دست على ٧ قرار گرفت، (و او نيز بر طبق وصيت پيغمبر ٦) آن را بروى خود كشيد، سپس آن حضرت را رو بقبله خوابانيد و چشمان مباركش را بست و جامه بر بدن او كشيد، و سرگرم بكار (غسل و كفن) او شد.
در حديث آمده كه بفاطمه عليها السّلام گفته شد: چه بود آن چيزى كه پيغمبر آهسته بشما فرمود كه موجب شد اندوه و پريشانى حالى كه از غم مرگ آن حضرت بشما دست داده بود برطرف گردد؟ فرمود: مرا آگاه كرد كه من نخستين كسى هستم كه از خاندانش باو ملحق خواهم شد، و پس از او زمانى چندان نكشد كه باو برسم، پس اين مژده اندوه مرا از ميان برد، و چون أمير المؤمنين ٧ خواست آن حضرت ٦ را غسل دهد فضل بن عباس را طلبيد، و باو دستور داد براى غسل دادن، آب بدست آن حضرت ٦ بدهد، و خود چشمان مبارك را بست پس پيراهن رسول خدا ٦ را از نزد گريبان تا ناف پاره كرد و شروع بكار غسل و حنوط و كفن شده، و فضل بدستش آب مىداد و باين كار باو كمك ميداد، چون از كار غسل و حنوط و كفن فارغ شد پيش ايستاده بر آن حضرت نماز خواند و هيچ كس را در نماز با خود شريك نساخت، و مسلمانان در مسجد گرد آمده بودند و در اينكه آيا چه كسى در نماز بر آن حضرت پيش بايستد و امامت كند، و آيا كجا دفن شود گفتگو ميكردند كه أمير المؤمنين ٧ بيرون آمده بآنان فرمود: همانا رسول خدا ٦ در زندگى و پس از مرگ امام و