ترجمه ارشاد شيخ مفيد - رسولي محلاتي، سيد هاشم - الصفحة ٣٢٧ - فصل(٦٦) خبرى كه مزرع بن عبد الله نقل ميكند
[فصل (٦٥) خبر دادن ز شهادت رشيد هجرى]
و از آن جمله است آنچه ابن عباس (بسندش) از زياد بن نصر حارثى حديث كرده كه گفت: نزد زياد بن ابيه (در كوفه) بودم كه رشيد هجرى را آوردند، باو گفت: صاحب تو و مقصودش على ٧ بود چه بتو گفت در باره آنچه ما نسبت بتو انجام خواهيم داد؟ گفت: (آن حضرت فرمود:) شما دست و پاى مرا جدا خواهيد كرد سپس بدارم ميكشيد! زياد گفت: آگاه باشيد كه اكنون گفتار او را دروغ خواهم كرد، آزادش كنيد! پس همين كه رشيد خواست بيرون برود زياد گفت: بخدا سوگند چيزى بدتر از آنچه صاحبش باو گفت نيست كه (نسبت باو) انجام دهيم، دست و پايش را ببريد و بدارش زنيد، رشيد گفت: دريغا كه هنوز يك چيز ديگر مانده است كه امير المؤمنين ٧ بمن خبر داده! زياد گفت:
زبانش را ببريد (كه سخن نگويد) رشيد گفت: اكنون بخدا خبر امير المؤمنين ٧ (بتمامى) راست در آمد. و اين خبر را نيز دوست و دشمن از راويان راستگوى خود كه نام برديم نقل كردهاند و پيش دانشمندان دو دسته مشهور است و از جمله معجزات آن حضرت و خبرهاى غيبى امير المؤمنين ٧ مىباشد.
[فصل (٦٦) خبرى كه مزرع بن عبد الله نقل ميكند]
و از جمله حديثى است كه عبد العزيز بن صهيب از ابى العالية از مزرع بن عبد اللَّه حديث كند كه گفت: شنيدم امير المؤمنين ٧ ميفرمود: آگاه باشيد بخدا لشكرى رو آور شود تا چون بسرزمين