ترجمه ارشاد شيخ مفيد - رسولي محلاتي، سيد هاشم - الصفحة ٣٢٦ - فصل(٦٤) قسمتى ديگر از اخبار غيبيه آن حضرت
ما را ميكشد نيز خواهى كشت، (ابن زياد پس از اندك زمانى تصميم بكشتن هر دوى آنها گرفت و دستور داد هر دو را نزدش حاضر كنند) چون مختار را آورد كه بكشد نامه رسان مخصوص از در رسيد و نامه از يزيد براى عبيد اللَّه آورد كه در آن نامه باو دستور داده بود مختار را آزاد كند، پس عبيد اللَّه مختار را آزاد كرد و در باره ميثم دستور داد او را زنده بدار كشند، چون او را براى انجام دستور او بردند مردى كه در راه او را ديدار كرد باو گفت: اى ميثم چيزى نبوده كه تو را از اين جريان بىنياز كند (و جلو كشتن تو را بگيرد) ميثم خنديد و اشاره بآن تنه درخت خرما كرده گفت: من براى اين درخت آفريده شدهام و اين درخت بخاطر من خوراك خورده است، چون او را بالاى آن چوب بدار كشيدند مردم بر در خانه عمرو بن حريث گرد او اجتماع كردند، عمرو گفت: بخدا سوگند بمن ميگفت: همانا من همسايه تو خواهم بود، و چون بدارش كشيدند بكنيزش دستور داد زير آن چوب را آب و جارو كند و بخور (چون عود و اسفند و چيزهاى خوشبوى ديگر) باو بدهد، ميثم نيز شروع ببيان نمودن فضائل بنى هشام كرد پس بابن زياد خبر دادند اين بنده عجمى شما را رسوا كرد، ابن زياد گفت: دهنه بدهانش بزنيد (كه ديگر نتواند سخن بگويد) و او اولين كسى بود كه در دنياى اسلام دهانه بر او زدند، و كشته شدن ميثم رحمه اللَّه ده روز پيش از آمدن حسين بن على ٧ بعراق بود، و چون سه روز از دار كشيدنش گذشت حربه بميثم زدند و او تكبير گفت و در آخر آن روز از بينى و دهانش خون سرازير شد (و بشهادت رسيد): و اين از جمله اخبار غيبى است كه از امير المؤمنين ٧ رسيده و داستانش معروف و گروه بسيارى از دانشمندان نقل كردهاند.