ترجمه ارشاد شيخ مفيد - رسولي محلاتي، سيد هاشم - الصفحة ٣١ - فصل(٢) قسمتى ديگر از اخبار در اين باره
(بسند خود) از قيس بن ابى هارون براى من روايت كرد كه گفت: نزد أبو سعيد خدرى رفتم و باو گفتم: آيا تو در جنگ بدر بودى؟ گفت: آرى (سپس) گفت: شنيدم از رسول خدا ٦ كه در يكى از روزها كه فاطمه ٣ گريان بنزد آن حضرت آمده بود و ميگفت: اى رسول خدا زنان قريش در باره تهيدستى و نادارى على مرا سرزنش كنند؟ پيغمبر ٦ بفاطمه فرمود:
اى فاطمه آيا خوشنود نيستى كه من ترا بهمسرى كسى درآوردم كه اسلامش پيشتر از ديگران و دانشش بيشتر از همگنان است؟ براستى خداى تعالى بأهل زمين توجهى فرمود و از ميان ايشان پدرت را برگزيد و او را پيغمبر قرار داد، دوباره بآنها توجهى فرمود، و از ايشان شوهرت را برگزيد و او را وصى قرار داد، و خداى تعالى بمن وحى فرمود: كه ترا بنكاح و همسرى با او درآورم، اى فاطمه آيا ندانستهاى كه بخاطر ارجمند داشتن و بزرگداشت تو بود كه خدا بهمسرى بزرگترين بردباران، و دانشمندترين مردان، و پيشتاز مسلمانان، (كسى كه پيش از ديگران اسلام اختيار كرد) درآورد؟ فاطمه ٣ (از اين سخنان) خندان و شكفته شد، پس رسول خدا ٦ باو فرمود: اى فاطمه براستى براى على هشت فضيلت است كه بهيچ يك از پيشينيان و آيندگان مانند آنها داده نشده: او برادر من است در دنيا و آخرت و اين فضيلتى است كه هيچ كس داراى آن نيست، و تو كه بانوى زنان اهل بهشتى همسر او هستى، و دو نتيجه و زاده رحمت (يعنى حسن و حسين) كه فرزندزادگان منند فرزندان اويند، و برادرش (جعفر بن ابى طالب) كسى است كه با دو بال در بهشت آرايش شده و با فرشتگان بهر كجا خواهد پرواز كند، و علم (و دانش) اولين و آخرين نزد اوست، و اوست نخستين كسى كه بمن ايمان آورد، و اوست آخرين كسى (كه هنگام مرگ) مرا ديدار كند، و اوست وصى من و وارث برنده همه اوصياء.