ترجمه ارشاد شيخ مفيد - رسولي محلاتي، سيد هاشم - الصفحة ٣٣ - فصل(٢) قسمتى ديگر از اخبار در اين باره
از ديگرانى. (٦) در بخش كردن (بيت المال) بطور مساوات و برابر از ديگران بهترى. (٧) و در سنجش (فضيلت) نزد خداوند از همه برتر و بزرگترى.
(شرح- طبرسى (ره) در مجمع البيان در تفسير آيه شريفه: «وَ ذَكِّرْهُمْ بِأَيَّامِ اللَّهِ» يعنى ... ياد آوريشان كن بروزهاى خدا ... (سوره ابراهيم آيه ٥) چند وجه نقل كرده و هر يك از آنها را از يك يا جمعى از مفسرين روايت كند. (١) اينكه مقصود از روزهاى خدا پيش آمدهائى است كه در آن روزها رخ داده مانند نابود شدن و غرق شدن و دچار بلا و عذاب شدن امتهاى گذشته كه ديگران (از نافرمانى خدا) بترسند و پند گيرند، يعنى روزهائى كه خداوند از مردمان گذشته انتقام گرفته است. (٢) مقصود از روزهاى خداوند نعمتهاى او است. (٣) مقصود از روزهاى خدا كردار او نسبت ببندگان است چه آن كردار نعمت دادن باشد بآنها يا انتقام از ايشان، و على بن ابراهيم قمى (ره) در تفسير اين آيه گويد: روزهاى خداوند سه روز است: روز آمدن حضرت قائم ٧، و روز مرگ عمومى، و روز قيامت، و شيخ صدوق (ره) در كتاب خصال و نيز در كتاب معانى الاخبار از امام باقر ٧ حديث كند كه فرمود: روزهاى خدا سه روز است: روزى كه حضرت قائم ٧ ظهور كند، و روز رجعت، و روز قيامت. اين بود روايات و كلمات مفسرين در اين باره، و البته معناى اين حديث با آنچه در تفسير على بن ابراهيم و كتاب خصال و معانى الاخبار وارد شده مناسبتر و بذهن نزديكتر است از آنچه در تفسير مجمع البيان نقل فرموده است، و العلم عند اللَّه.
و در آن قسمت از حديث كه فرمود: «و أقسمهم بالسويه» اشاره است باينكه ديگران در قسمت كردن بيت المال ميان مردم تفاوت را منظور كنند و ميان پير و جوان و خرد و كلان، و بيگانگان و نزديكان و مستمندان و ثروتمندان، و گمنامان و اشراف و اعيان را فرق گذارند چنانچه از كردار ابو بكر و عمر و عثمان كه پيش از آن حضرت بودند مشهور شد، ولى على ٧ بدون تفاوت بهمه يكسان بخش ميكرد و همين عدالت او بود كه باعث بيعتشكنى طلحه و زبير و كنارهگيرى گروهى از دنيا پرستان گرديد، و شواهد تاريخى آنچه گفته شد بر اهل اطلاع پوشيده نيست و نقل آنها مناسب با وضع ترجمه و شرح ما نيست، و سخن را بدرازا كشيد).
و مانند اين اخبار و آنچه بآن معنى است نزد شيعه و سنى مشهورتر از آنست كه نيازى بدرازا كردن سخن و شرح كلام باشد.
٤- و اگر نبود در برترى آن حضرت جز حديث طائر (داستان مرغ بريان شده كه شرح آن بيايد) كه روايتش مشهور و زبانزد همگان است (براى ما) كافى بود، و ما را بىنياز ميكرد، كه در آن حديث