ترجمه ارشاد شيخ مفيد - رسولي محلاتي، سيد هاشم - الصفحة ٢٩٧ - فصل(٥٣) سخنان آن حضرت در حكمت و اندرز
١٠- و گفتارش ٧: مرد كنارهگيرى از دنيا هر چه دنيا براى او بزر و زيور خود بيفزايد (و بيشتر خود را براى او زينت دهد) او بر گريختن و پشت كردن از آن بيفزايد.
١١- و گفتارش ٧: آميختهترين نسبها محبت و دوستى است، و شريفترين حسبها علم و دانش است.
١٢- و گفتارش ٧: اگر سرگرمى بكارى موجب سختى و كوشش و رنج است پس فراغت هميشگى (و تن بكار ندادن) موجب فساد و تباهى است (يعنى اگر چه كار كردن رنج و سختى و كوشش همراه دارد ولى بهتر از تن بكار ندادن و از زير بار آن بيرون رفتن است زيرا آن باعث تباهى انسان است).
١٣- هر كه در زد و خورد و نزاع از حد بگذراند و پافشارى كند گناه كرده، و هر كه در آن كوتاهى كند با او دشمنى شود (يعنى ميانه روى را نبايد در اين باره از دست داد).
١٤- گذشت و عفو از شخص پست او را تباه كند بهمان اندازه كه از شخص كريم و بزرگوار او را بدرستى و صلاح آورد (يعنى همان اندازه كه عفو از كريم موجب اصلاح او گردد بهمان اندازه عفو از شخص پست موجب فساد و تباهى او گردد).
١٥- هر كه بزرگواريها را دوست دارد (و ميخواهد بدانها رسد) از محرمات اجتناب ورزد.
١٦- هر كس گمانهاى مردم باو خوب شد (و باو خوش گمان شدند) مردان بچشمهاى خود (از راه رشگ و دشمنى) او را بنگرند.
١٧- نهايت بخشش وجود اين است كه از خود بدهى آنچه توانائى و طاقت آن را دارى.
١٨- آنچه بناچار واقع خواهد شد دور نيست، و آنچه نخواهد شد نزديك نخواهد بود.
١٩- نادانى مرد بعيبهاى خود از بزرگترين گناهان او است.