تحقيق در تفسير ابوالفتوح رازي - عسکر حقوقی - الصفحة ٩٦
محمد بن اسحاق و كلبى و ضحاك گفتند نام پدر ابراهيم تارخ بود و او دو نام داشت؛ چون يعقوب و اسرائيل كه هر دو نام يعقوب بود و او از كوثى بود دهى از سواد كوفه. مقاتل بن حنان [١] گفت: لقب پدر ابراهيم آزر بود.
سليمان التميمى گفت: اين اسم ذم و عيب بود و معنى اين در كلام ايشان كژ بوده. گفته اند معنى او پيرى خرف بود و گفته اند معنى او مخطى بود. [٢]
و اصحاب ما دو روايت كردند: يكى آنكه آزر نام جدش بود من قِبَل اُمّه و روايت ديگر نام عمش بود و اين هر دو در لغت شايع و جايزست... . [٣]
چون گفت: ابراهيم پدرش را يعنى عمش را يا جدش را [٤] : اصنام را و بتان را به خدا مى گيريد؟ و اين [آزر] بت تراش بود؛ چنان كه در اخبار آمده است بت تراشيدى و به ابراهيم دادى كه به بازار بر و بفروش، او بياوردى و رسنى در پاى او بستى و بر زمين مى كشيدى و مى گفتى كه خريد [خَرَد] خدايى نشنوند و نبينند و غنا نكنند، هيچ چيز.
آنگه بياوردى و پيش پدر بينداختى و گفتى كس نمى خرد. مردم شكايت ابراهيم با عم كردند و بگفتند كه او چه مى كند. او گفت: چرا چنين مى كنى؟ گفت: شرم ندارى كه اصنام جماد را به خدا گرفته اى. [٥] من تو را و قومت در گمراهى روشن مى بينم. [٦]
و همچنين باز نموديم ابراهيم را ملكوت آسمان و زمين... . [٧] در اخبار آمد كه خداى تعالى ابراهيم را بر صحرا بداشت و حجاب برگرفت از پيش او درهاى آسمانها برگشاد تا به زير عرش، به او نمود تا او عجايب آسمان و زمين [٨] بديد... .