تحقيق در تفسير ابوالفتوح رازي - عسکر حقوقی - الصفحة ٢٣٤
عبداللّه عباس گفت: موسى عليه السلام زاد و متاع خود بر عصا نهادى و برگرفتى او را به منزله راحله بود و چون خسته شدى، بر او نشستى و در زير ران او رهوار مى رفتى و وقتها با او در راه مى رفتى و با او حديث مى كردى تا انس بودى او را با او، و جايى كه طعام نداشتى بر زمين زدى، آنچه او را بايستى از قوت [روز] بر آمدى و چون تشنه شدى، بر زمين زدى چشمه آب بر آمدى، و چون جايى فرود آمدى و از آفتاب رنجش بودى، به زمين فرو زدى، در حال شاخ بكشيدى و برگ بياوردى و سايه گستردى و چون ميوه آرزو كردى او را، خداى تعالى شاخها پديد كردى و ميوه بر او پديد آمدى و چون بخفتى آن را به شبانى گوسفندان بداشتى تا سباع و هوّام را از آن باز داشتى و چون به چاهى رسيدى كه در او آب بودى و او رسن و دلو نداشتى آن عصا به چاه فرو گذاشتى بر طول چاه دراز شدى و شعبهاى او بر شكل دلو شدى تا او آب برآوردى براى خود و گوسفندان و چون به شب فرود آمدى به زمين فرو زدى مانند دو مشعله از او روشنى بتافتى و چون در زمين نشيب شدى، عصا دراز شدى و چون بر زمين فراز رفتى، كوتاه شدى.
خداى تعالى گفت: بينداز اين عصا را اى موسى! بينداخت. ناگاه ديد كه مارى شد و تاختن مى كرد.
اهل اشارت گفتند: چون موسى عصا بينداخت و مارى شد، آهنگ موسى كرد. بگريخت موسى از او. خداى تعالى گفت: يا موسى، اين نه آن است كه مى گفتى، اين چوب من است؟ كسى را ديدى كه از اعضاى [كالاى] خود بگريزد؟ گفت: بار خدايا! اين چه حال است؟ گفت: اين براى آن است تا بدانى كه جز به من اعتماد نبايد كردن كه آنكه جز من اعتماد كند، مُعْتَمَد او چنين آيد در قلب [العصا حيّةً]. گفت: بگير اين عصا را و مترس كه ما او را با حالت اول بريم. و دست در زير بغل بر، و گفتند: يا زير بازو. دگر جاى گفت: «و اَدْخِلْ يَدَكَ فى جَيبِك» [١] ؛ دست در گريبان كن. و