تحقيق در تفسير ابوالفتوح رازي - عسکر حقوقی - الصفحة ٣٩٨
بود تا آنكه حق تعالى او را هلاك كرد بر دست داوود در مهلكه طالوت. سعيد بن المسيب گفت: بُختُ نَصّر بود. سعيد جُبير گفت: سخاريت بود. حسن بصرى گفت: عمالقه بودند، ريختند ميان سراها.
پس ازين ما شما را بر ايشان دولت و كَرَّت و رجعت داديم و شما را دست بر ايشان قوى كرديم و مدد كرديم شما را به مالها و فرزندان نرينه يعنى شما را مدد و عدد داديم تا توانگر و بسيار شدى و شمار كرديم بيشتر به انصار و اعوان.
حذيفة بن اليمان گفت: در قصه اين آيات كه رسول صلى الله عليه و آله گفت كه چون بنى اسرائيل تعدى و ظلم از حد ببردند و پيغامبران را كشتن گرفتند. خداى تعالى ملك پارس بُخْتُ نَصّر را بر ايشان مسلط كرد و ملك و پادشاهى او هفتصد سال بود. بيامد با لشكرى بسيار به در بيت المقدس فرود آمد و آن را حصار داد و بگشاد و هفتاد هزار هرد را بر خون يحيى بن زكريا بكشت و اهل بيت المقدس را برده كرد و آن شهر را به غارت داد و سلب و حلىّ بيت المقدس بياورد و از آن جمله صد هزار و هفتاد كردون كران بار از مالها و حُلىّ ايشان از آنجا بياورد.
حذيفه گفت من گفتم: يا رسول اللّه ! بيت المقدس همانا جاى بزرگوار بوده است. گفت آن را سليمان بن داوود بنا كرد از زر و ياقوت و زبرجد و ملاطش زر بود و خشتش سيم بود و ستونهاش زر بود از آن مالها كه خداى تعالى داده بود سليمان را و شياطين مسخر او بودند تا آنچه او مى خواست مى آوردند از اقصاى عالم. بُخْتُ نَصّر اين همه مالها ببرد و به بابل آمد و اسيران بنى اسرائيل را با خود آنجا برد و ايشان در دست او صد سال بماندند و ايشان را به بندگى مى داشت و بُخْت نَصّر و لشكرش گبر مى بودند و در ميان اين بنى اسرائيل بعضى صالحان و پيغمبرزادگان بودند. خداوند تعالى بر زبان بعضى پيغمبر امر كرد پادشاهى از پادشاهان پارس را نام او كورش و او مردى مؤمن بود كه برو و بنى اسرائيل را از دست بخت نَصّر بستان و حُلىّ به بيت المقدس نيز ازو بستان و باز جاى خودش برسان.