تحقيق در تفسير ابوالفتوح رازي - عسکر حقوقی - الصفحة ٢٤٦
بينداختند، تو نيز عصا بينداز. او عصا بينداخت، اژدها شد. به يك ساعت آن چهار صد خروار چوب و رسن مار پيكر ساخته مجوّف مُزَبَّق فرو برد.
فلاح و ظفر نيابند ساحران به هر راه كه آيند، يعنى به هر خير كه كنند.
ساحران را به روى در آوردند به سجده، چون معجزه موسى بديدند و ايشان ساحر بودند و تعاطى سحر كرده ساليان بسيار، به اول نظر بدانستند كه آن نه از جنس سحر است. چو انواع سحر از ايشان پوشيده نبود، علم حاصل شد ايشان را به حقى و درستى آن بر وجهى كه رفعش وقت ممكن نبود. به سجده در آمدند؛ چنان كه پنداشتى كه ايشان را به سجده در آوردند. گفتند: ايمان آورديم به خداى هارون و موسى تا كسى گمان نبرد كه ايشان به اين، خداى فرعون را خواستند.
فرعون گفت ايشان را: ايمان آوريد به موسى، پيش از آنكه من دستورى دهم شما را؟ او استاد و مهتر شماست كه اين، شما را او آموخت. من بفرمايم تا شما دست و پاى ببرند بر خلاف، يعنى دست راست و پاى چپ، و آنگاه شما را بر دار كنم بر درختان خرما و براى آن درخت خرما اختيار كرد آن كار را تا درازتر بود و هايل تر بود و بلندتر تا همه كس ببينند و گفتند اول كسى كه اين عقوبت بر اين وجه فرمود، فرعون بود، اعنى صَلب، و دست و پاى بر خلاف بريدن. و شما بدانيد كه از ميان ما و شما يعنى او و موسى كه عذاب كه سخت تر است؟ ايشان جواب دادند كه ما تو را نگزينيم بر آنچه به ما آمد از بيّنات و حجّت و نه بر آن خداى كه ما را آفريد، آن حكم كه خواهى كردن مى كن. تو حكم در اين دنيا توانى كردن كه تو را در آخرت حكمى نباشد.
و در خبر است كه آسيه پرسيد: كه غالب شد؟ و دست كه را بود؟ گفتند: موسى را. گفت: آمنت برب موسى و هارون. فرعون گفت: از دل مى گويى؟ گفت: اى واللّه . گفت: برويد و سنگى بياوريد كه از آن سنگين تر نباشد تا بر او زنيم تا بميرد. برفتند و