تحقيق در تفسير ابوالفتوح رازي - عسکر حقوقی - الصفحة ٤٠٢
افتادند و براى مُلك قتال كردند و يكديگر را بكشتند و خونها ناحق بسيار ريخته شد. شعيا ايشان را وعظ مى كرد و پند مى داد، ازو قبول نكردند.
و خداى تعالى وحى كرد به شعيا كه برخيز و اين وحى من به بنى اسرائيل برسان و از قِبَل من اين پيغام به ايشان بگذار. برخاست و گفت: اى آسمان! بشنو و اى زمين! گوش دار. خداى تعالى مى خواهد تا قصه بنى اسرائيل گويد. آنگه گفت: بدانيد كه خداى تعالى بنى اسرائيل را به نعمت پرورد و براى خود برگزيد و به كرامت برگزيد و بر بندگان تفضيل داد و ايشان چون گوسپندان ضايع بودند كه شبانى نداشتند رميدگان را به آواز آورد و گمشدگان را جمع كرد و شكستگان را باز بست و بيماران را دوا كرد و لاغران را فربه كرد و فربه هان را نگاه داشت. چون اين همه نعمت كرد با ايشان، نظر [بَطَر] گرفت ايشان را و با يكديگر به سر زدن درآمدند و يكديگر را بكشتند تا از ايشان استخوانى درست نماند كه شكسته پناه با او دهد. واى برين امت گناهكار كه نمى دانند كه آفت ايشان از كجاست و شتر داند كه گياهزار او كجاست با آنجا داند و چهارپاى داند كه آخر علف او كجاست، قصد آن جايگاه كند و اين قوم ازين بهايم بازپس ترند كه نمى دانند كه خير ايشان از كجا مى آيد و ايشان خداوندان عقل و بصائرند، خر و گاو نه اند. من براى ايشان مَثَلى خواهم زدن بايد تا گوش و هوش دارند. بگوى ايشان را چه گوييد در زمينى كه مدتى دراز خراب و موات باشد، درو عمران نَبود و آن را خداوند بُود قوىّ حكيم روى به آن زمين كند به عمارت و نخواهد تا زمينش بيران شود. ديوارى محكم گرد آن براند و در آنجا كوشكى بنا كند و كاريزى [آب] بيارد و در آن زمين درختان بنشاند انواع غرس از خرما و نار و زيتون و انگور و انواع ميوه، و اين عمارت به نفس خود تولاّ كند بر وجه مبالغه و بر آنجا نگاهبانان بر گمارد حفيظ امين و قوى و منتظر مى باشد ميوه آن را چون وقت آن آيد كه درختان به بَر آيد بر درختان، به جاى ميوه خرّوب به بر آيد. گوبند بد زمينى است اين سزاى آن است كه ديوارش ويران كنند و كوشكش پَست