تحقيق در تفسير ابوالفتوح رازي - عسکر حقوقی - الصفحة ٤٦٤
حايض شدى، با خانه خاله رفتى، اين وقت پاك شده بود، گوشه گرفت تا غسل كند.
گفتند: پرده اى ببست، و اين قول عبداللّه عباس است. مقاتل گفت در پس كوه شد. چون برهنه شد و غسل مى كرد، نگاه كرد، جبرئيل را ديد بر صورت برنايى اَمْرد، نكو روى جَعد موى با او در حجاب. ما روح خود را يعنى جبرئيل به او فرستاديم، به مِثل شد او را، يعنى بر مثال آدمى تمام خلق و نكو صورت و براى آن بر صورت آدمى پيش او شد كه اگر بر صورت خود پيش او شدى، او برميدى ازو و با او آرام نگرفتى و بعضى دگر گفتند مراد به روح عيسى است. ما عيسى را به او فرستاديم؛ يعنى عيسى را از او پديد آورديم و بيافريديم.
چون مريم عليهاالسلام او را بديد، گفت: پناه با خدا مى دهم از تو، اگر تو پرهيزكارى.
اميرالمؤمنين عليه السلام گفت: دانست كه پرهيزگار باشد كه از خداى بترسد و گفتند تقى نام مردى بود در آن روزگار از جمله مصلحان [بود]. گفت اگر تو طريق آن مرد دارى، من از تو پناه با خداى مى دهم، و گفتند تقى نام مردى بود در آن روزگار مفسد كه به بناهاى مردمان فرو شدى، دنبال زنان داشتى، او را برعكس تقى خواندند. گفت اگر تو آن مردى، من پناه با خدايى مى دهم از تو.
جبرئيل گفت: من رسول خداى توأم. براى آن آمده ام تا تو را فرزندى بدهم پرهيزگار و پارسا.
مريم گفت: مرا چگونه باشد فرزندى و دست هيچ آدمى به من نرسيده و من كار ناشايست نكرده.
گفت جبرئيل عليه السلام كه: همچنين است؛ يعنى چنين كه بينى، و گفتند همچنان كه ذكر افعال غريب [و] بديع مى كند، آن بر من آسان است و اين سخن اگر چه جبرئيل مى گويد با مريم از آنجا كه به رسالت خداى مى گويد، عَلَىَّ مى گويد تا همچنان است كه خداى تعالى مى گويد تا آن را آيتى و علامتى كنيم براى مردمان و رحمتى و بخشايشى از ما بريشان، و آن كارى است قضا كرده و حكمت [حكم] درو برفته، اين مناظره اى است كه ميان مريم و جبرئيل عليهماالسلام برفت.