تحقيق در تفسير ابوالفتوح رازي - عسکر حقوقی - الصفحة ٢٧٠
گفتند قبطيان موسى عليه السلام را: بخوان براى ما خدايت را؛ يعنى دعا كن براى ما كه خداى تو را آموخته است كه اگر اين عذاب و محنت را از ما كشف كنى و بردارى، به تو ايمان آريم و تو را تصديق كنيم و بنى اسرائيل را با تو بفرستيم.
موسى عليه السلاممى خواست تا بنى اسرائيل را از جنگ و عذاب ايشان برهاند. چون موسى عليه السلام دعا كرد، خداى اجابت كرد و عذاب از ايشان برداشت. ايشان عقيب آن عهد مى شكستند تا به وقت عذاب ايشان از غرقى كه وقت زده بوديم.
حق تعالى فرمود: چون چنين كردند، من از ايشان انتقام بكشيدم به آنكه ايشان را در دريا غرق كردم.
پس از آنكه فرعون و قوم فرعون را در دريا هلاك كرده بوديم. ميراث ايشان و آنچه از ايشان باز ماند به قوم بنى اسرائيل داديم كه در زمين مستضعف بودند و ضعيف و درمانده بودند، از دست فرعون و قومش كه ايشان را به بندگى گرفته بودند و مقهور و ذليل كرده به بيگار و بار بر ايشان و كشتن فرزندان ايشان و انواع مذلّت كه ذكر آن برفت. مشارق و مغارب زمين، به ايشان داديم.
و تمام شد كلمه نيكوتر از خداى تو بر بنى اسرائيل، به آن صبر كه كردند. و دمار بر آورديم از آنچه فرعون و قومش مى كردند از بناها و هلاك كرديم آن را، هر چه ايشان به عمرهاى دراز كرده بودند از همه چيزها ما به يك ساعت از آن دمار برآورديم و آن بناهاى رفيع كه مى كردند از قصور.
خداى تعالى پس از آنكه اين نعمتها كرد با ايشان و ايشان بر كنار دريا گرفتار شدند و فرعون از پى ايشان رفت با لشكرهاى گران كه ايشان را راه گزير نبود كه دريا در پيش بود و قوّت مقاومت فرعون نه، كه لشكر بيكرانه بود فرو ماندند و گفتند يا موسى! تدبير ما چيست؟ خداى تعالى گفت: يا موسى! عصا بر دريا زن. عصا بر دريا زد، دوازده راه خشك در دريا پديد آمد. تا هر سبطى به راهى فرو شدند؛ چنان كه گرد سم اسبان ايشان از ميان دريا در هوا مى رفت. در ميان دريا بر موسى