تحقيق در تفسير ابوالفتوح رازي - عسکر حقوقی - الصفحة ٣٤٠
خداى تعالى چهار فريشته را موكل كرد بر آن گاوان تا ايشان را مى راندند تا به زمين بنى اسرائيل. آنگه رسنها بگسستند و تابوت آنجا رها كردند و ايشان برگشتند. بامداد كه بنى اسرائيل بيرون آمدند از شهر، تابوت ديدند. شادمانه شدند و برگرفتند و به سراى طالوت بردند و كار او و مملكت او به حضور تابوت مستقيم شد.
عبداللّه عباس گفت: فريشتگان بر گرفتند در هوا و با بيت المقدس آوردند. قتاده گفت: تابوت موسى عليه السلام در تيه رها كرد به نزديك يوشع بن نون. او نيز آنجا رها كرد و فريشتگان از آنجا با نزديك طالوت آوردند. [١]
عبداللّه عباس گفت: تابوت و عصاء موسى عليه السلام در بحيره طَبَريّه است در درياى طبرستان و پيش از قيامت از آنجا بر آرند و اين در عهد صاحب الزمان عليه السلام باشد. چون طالوت لشكر فصل كرد و از بيت المقدس بيرون آمد. هفتاد هزار مرد مقاتل بودند و گفته اند هشتاد هزار كس از آن لشكر و از آن شهر باز نايستاد، الاّ پيرى يا بيمارى يا نابينايى يا معذورى؛ براى آنكه چون تابوت بديدند، متيقّن شدند به نصرت و ظفر. طالوت گفت: مرا به اين جمع و انبوه حاجت نيست. هر كس كه او به عمارتى يا به تجارتى يا كدخداى يا اصلاح معيشتى مشغول بوده است، با سر كار خود بايد شدن. كسى بايد كه با من بيايد كه جوانى بسيط باشد، فارغ دل كه همه همت او قتال بودى. ازين شرط هشتاد هزار مرد جمع شدند و به راه بيامدند. گرماى گرم بود و آب كم بود. گفتند: يا طالوت، اين راهى دراز است و آب كم است. از خداى درخواه تا جوى [٢] آب براند اينجا. طالوت گفت: من اين درخواهم از خداى و خداى اجابت كند و لكن ابتلا كند شما را به آن. خداى شما را امتحان و آزمايش مى كند به جوى.
عبداللّه عباس و سدّى گفتند جوى فلسطين خواست، و قتاده و ربيع گفتند آبى