تحقيق در تفسير ابوالفتوح رازي - عسکر حقوقی - الصفحة ٢٧٨
گفتند: لَبَّيكَ اللّهُمَّ لبّيك اِنَّ الْحَمدَ والنِعْمَةَ لَكَ و المُلكَ لا شَريكَ لكَ لَبَّيكَ... [١] .
موسى عليه السلام دلخوش گشت.
حق تعالى گفت: ما بنوشتيم در الواح براى موسى، موعظتى و پندى. ابن جريج گفت: الواح موسى از زمرّد بود. ربيع انس گفت: از تگرگ بود. بعضى ديگر گفتند: خداى تعالى جبرئيل را گفت تا از عدن بياورد. كلبى گفت: از ياقوت سرخ بود. وهب گفت: از سنگى سخت بود كه خداى نرم كرد براى او تا ببريد به دست خود و بشكافت به انگشتان خود.
موسى عليه السلام صرير قلم آن مى شنيد كه بر لوح مى رفت به كلمات عشر و اين در اوّل ذوالقعدة بود و طول الواح بر طول موسى بود.
مقاتل گفت: كتابت الواح چون نقش نگينى بود. ربيع انس گفت: تورات چندان بود كه بار هفتاد شتر، يك خروار [جزواو] به يك سال توانستندى خواند و كسى نبود كه جمله بر خواندى، الاّ موسى عليه السلام و يوشع و عزير و عيسى.
حسن بصرى گفت: اين آيه «وَ كَتَبْنا لَهُ فِي الْأَلْواحِ مِنْ كُلِّ شَيْءٍ مَوْعِظَةً وَ تَفْصِيلاً» [٢] در تورات هزار آيت است.
وهب و مقاتل گفتند: از آنچه در الواح بود كه اِنّى اَنَااللّه الرَّحمنُ الرَّحيم. هيچ چيز را به انباز من مكنيد در آسمان و زمينى كه آن همه خلق من است و راه مزنيد و سوگند به دروغ مخوريد به نام من كه هر كه او سوگند دروغ خورد به نام من، او را تزكيه نكنم و خون ناحق مكنيد و زنا مكنيد و در مادر و پدر عاق و عاصى مشويد.
جماعت دگر مفسران گفتند: معظم آيات الواح اين بود و مدار هر شريعت بر اين است: «بِسم اللّه الرَّحمن الرَّحيم. هذا كِتابٌ مِنَ اللّه الْمَلِكِ الْجَبّار الْعَزيز الْقَهّارِ لعَبْدهِ و رسولِهِ موسَى بن عمران، سَبِّحني و قَدِّسني لا اِله اِلاّ اَنا فَاعبُدْني و لا شريكَ بِي