تحقيق در تفسير ابوالفتوح رازي - عسکر حقوقی - الصفحة ٣٠
حاصل شد به آن لغت. پس خبر داد او را به ديگر لغت ها تا اين را بدان [١] استدلال كرد [٢] ... و اين [قول] ابوهاشم است و جماعتى محققان و ابوالقاسم بلخى گفت: خداى تعالى خبر داد آدم را به اين نامها و آدم ياد گرفت آن را به مدتى نزديك از فهمى [٣] و حفظى كه خداى تعالى داد او را. پس باقى اسما [٤] را بر آن قياس كرد تا [٥] هر چه مشاكل آن مسمّا بود، اسمى مى نهاد آن را كه لايق او بود. [٦]
گفتند: براى آنش آدم خواند كه او را از اديم زمين آفريد و بعضى دگر گفتند براى آنكه لون او به اُدمه و سُمرَة مايل بود.
و آدم در تازى سياه گونه باشد و صاحب كتاب العين گفت: اُدمَة در مردم سپيدى بود با اندكى [٧] سياهى و درشتر و آهو سپيدى [٨] بود. [٩]
عبداللّه عباس گفت: اسماى اجناس بياموخت او را كالجن و الانس و البقر و الغنم؛ چون آدمى و پرى و گاو و گوسپند. و روايتى دگر از ابن عباس آن است و قتاده و مجاهد و سعيد جُبَير كه: مراد نام همه چيزهاست حتى القَصْعَةِ و القُصَيْعَة، تا باز آموخت آدم را كه اين كاسه بزرگ است و آن كاسه خرد [١٠] است. [١١]
بيشتر مفسران بر آن اند كه به لغت تازى آموخت او را، و بعضى دگر گفتند به همه لغتها خبر داد او را و آدم عليه السلام همه لغتها و زبانها دانستى و بدان سخن گفتى... .
بيشتر مفسران و اهل علم بر آنند كه بيافريد و حاضر كرد و عرض كرد و گفت: نام اين چيزها چيست؟ بگوى اگر دانى. [١٢]