تحقيق در تفسير ابوالفتوح رازي - عسکر حقوقی - الصفحة ١٦
پارسى به كار برده، مع هذا نتوانسته است يكباره خود را از قيد زبان تازى برهاند؛ چه كار وى ترجمه و تفسير كلام اللّه بوده و اين خود از كارهاى نويسندگان همعصر و زمانش دشوارتر مى نموده است؛ زيرا در اين كار او مستقيماً با زبان عرب سر و كار داشته و ناگزير بوده است كه بعض كلمات و اصطلاحات تازى را بكار برد.
در مقام مقايسه اين تأثير و تأثر گوييم كه ترجمه هاى فارسى او ملاك خوبى براى تشخيص ميزان و مقدار ورود لغات تازى و واژه هاى پارسى است، در ترجمه آيات لغاتى چون:
وحى، قاب قوسين، سدرة المنتهى، جنة المأوى، لات، عزّى، منات، سجده، آخرت، مهاجر، شيطان، كافر، مشرق، مغرب، ثلث، نبوت، زكات، قرض، عذاب، عزلت، قبر، هلاك، وعده، قرآن، استهزا، ملت، قسم، اطاعت، صالح، فضل، توكل، وكيل، وهن، فساد، رسول، استنباط، تكليف، رحمت، شفاعت، تحيت، محاسب، منافق، اضلال، مهاجرت، ديه، صدقه، قاتل، غضب، تفتيش، جهاد، اسلحه، مجادله، فتوى، مكر، عدالت، نفس، وصيت، آيت، شكر، شاكر، بهتان، يقين، قصه، شك، ارث، مؤنت، عقد، حلال، حرام، عقوبت، ذبح، قمار، عفت، مرفق، مسح، غسل، قيامت، سلامت، قربانى، معجزه، توبه، جاهليت، ركوع، نفقه، كفّاره، كعبه، انتقام، برص، حواريون، شرك، صبر، تقصير، حشر، شفيع، ذريه، صراط، امانت، جن، اسلام، انس و... به چشم مى آيند كه يا معادل فارسى آنها در عهد شيخ وجود نداشته و يا اين واژه ها به مراتب سهل تر از كلمات فارسى به كار برده مى شده. اين لغات به صورت اسمهاى جامد و مشتق، مصدر مجرد و مزيد و سه حرفى و چهار حرفى و موصوف و صفت و... آمده.
در مقابل اين لغات، كه جنبه دينى دارند، واژه هاى پارسى سره نيز در ترجمه مستقيم آيات و يا در متن تفسير و شرح قصص و داستانها ديده مى شود كه در جاى خويش حائز اهميت و در خور توجه است. اين لغات يا در كتب آن زمان نيامده و يا