تحقيق در تفسير ابوالفتوح رازي - عسکر حقوقی - الصفحة ٤٥٠
آى به فرمان خداى. با هم آمدند. گفت: اى گوشتهاى پوسيده شده! بر اين استخوانها پوشيده شوى. به فرمان خداى پوشيده شد. آنگه گفت: اى روحهاى جدا شده! از اين كالبدها به اين قالبها باز شوى. به فرمان خداى روحهاى ايشان به تنهايشان درآمد و زنده شدند و برخاستند و به يك بار تكبير كردند.
منصور بن المُعْتَمِر گفت كه مجاهد گفت چون زنده شدند گفتند: سُبْحانَكَ رَبّنا وَبِحَمْدِكَ لا اِلهَ اِلاّ اَنْتَ. برخاستند و با ميان قوم شدند و مدتى دراز زندگانى كردند و مى دانستند كه ايشان مرده بوده اند و گونه روى ايشان با حاله اول نشد و هر جا كه پوشيدندى، چرب شدى و از ايشان بوى آمدى كه اندكى كراهت داشتى.
عبداللّه عباس گفت: آن بوى هنوز از فرزندان ايشان كه از آن سبط بودند، آيد تا به وقت آجالى كه خداى تعالى حكم كرده بود بماندند و آن گاه بمُردند.
قتاده گفت: خداى بر ايشان خشم گرفت؛ براى آنكه از مرگ بگريختند. پس ايشان را زنده كرد تا به آجالى مقدر كه ايشان را بود. [١]