تحقيق در تفسير ابوالفتوح رازي - عسکر حقوقی - الصفحة ٣١
اگر شما راست گوى [١] در آنچه گفتى [٢] كه بنى آدم در زمين فساد كنند و خون ناحق ريزند. [٣]
در اخبار چنين آمد كه چون خداى تعالى خواست تا فضل آدم به فريشتگان نمايد، بفرمود تا منبرى در آسمان هفتم بنهادند و بر بالاى آن كرسى قدس بنهادند و فريشتگان را حاضر كرد و آدم را فرمود تا بر آن منبر شد و بر سبيل امتحان فريشتگان را گفت: [٤] «أَنْبِئُونِي بِأَسْماءِ هو?لاءِ [٥] » . [٦] ساليان دراز است تا شما اين چيزها مى بيند. مرا خبر دهى به نام اين چيزها، اگر دانى. [٧] ايشان به عجز و قصور اقرار دادند كه [ «لا عِلمَ لَنا» ] ما را علمى [٨] نيست، جز آنكه تو آموختى ما را از تسبيح. [خداى تعالى گفت:] اكنون بدانستمى كه نمى دانى [٩] . خداى تعالى گفت كه شما نمى دانى از او بپرسى [١٠] تا شما را خبر دهد. ايشان خواستند. خداى تعالى گفت: خبر ده ايشان را به نامها ايشان. آدم عليه السلام ايشان را خبر داد به نامهاى ايشان و نامهاى چيزها حتى الهَنَةِ و الهُنَيَّةِ، و اين كنايت باشد از چيزها حقير. خداى تعالى گفت: استحقاق آدم خلافت را معلوم شد شما را كه فريشتگانيد؟ گفتند: آرى، اى خداى ما.
گفت: همه سجده كنى [كنيد] او را، سجده تعظيم و توقير. همه فريشتگان سجده كردند و ابليس در ميان ايشان بود. او سجده نكرد. خداى تعالى او را گفت: چرا سجده نكردى او را؟ گفت: براى آنكه من از او بهترم. گفت: چرا بهترى؟ گفت: براى آنكه تو مرا از آتش آفريده اى و او را از خاك. خداى تعالى او را براند و بر او لعنت كرد و از صف فريشتگان بيفكند او را و در آسمانش رها كرد.