تحقيق در تفسير ابوالفتوح رازي - عسکر حقوقی - الصفحة ٣٦٠
بكشم يا حجتى روشن بيارد.
اما سبب تفقد سليمان (على نبينا و عليه الصلوة والسلام) او را آن بود كه گفتند كه خداى تعالى شعاع او چنان آفريده بود كه حجاب او را منع نكردى از ديدن آب تا او را در زير زمين آب بديدى و براى اين سبب سليمان او را به خود نزديك داشتى تا چون وقت عبادت، او بودى هدهد ره نمودى بر آب بيابان زمين بكندندى و آب بر آوردندى. اين روز وقت نماز در آمد، آب ننمود. سليمان او را طلب كرد. او حاضر نبود. سليمان او را تهديد كرد.
و قصه آن اين بود كه علماى سير و اخبار و قصص انبيا گفتند: چون سليمان از بناى بيت المقدس فارغ شد، خواست تا بر زمين حرم آيد. ساز رفتن كرد و لشكرها جمع كرد از جن و انس و دواب و سباع و وحوش و طيور. چندان لشكر جمع شد كه لشكر گاهشان صد فرسنگ بود.
او باد نرم را بفرمود تا ايشان را برگرفت و به زمين حرم آورد. چون آنجا رسيد، مدتى مقام كرد و در مدت مقامش آنجا هر روز پنج هزار شتر مى كشت و پنج هزار گاو، بيست هزار گوسپند، و اشراف قوم خود را گفت كه اين، جايى است كه در آخر زمان پيغمبرى از او بيايد عربى بدين صفت و بدين هيئت و سيرت. خداى تعالى او را نصرت دهد بر همه دشمنانش هر جا كه او فرود آيد ترس او در دل مردم تا يك ماهه راه از هر جانبى پديد آيد. خويش و بيگانه به نزديك او در حق راست باشند. در حق خداى از ملامت هيچ ملامت كننده باك ندارد.
گفتند او با كدام دين خواند مردمان را؟ گفت با دين حنفى. خنك آن را كه دريابد او را و به او ايمان آرد و او را تصديق كند.
گفتند: يا نبى اللّه ! ميان ما و او چه مدّت باشد؟ گفت: برابر هزار سال هر يك كه حاضرانيد غائبان را بگوييد كه او سيد الانبياء است و خاتم الرسل، و نام او در صحيفه پيغمبران در اعلا درجه است.