تحقيق در تفسير ابوالفتوح رازي - عسکر حقوقی - الصفحة ٢٠٨
۰ يا قَوم اِنَّ شُعَيباً مُرْسَلٌ فَذَرواعَنكُم سَميراً وَ عِمْرانِ بن شَدّاد ۰ ۰ اِنّى اَرى غَيْمَةً يا قَومَ قَد طَلَعَتْ
تَدْعوا بِصَوتٍ عَلى ظَمّأئَةِ الْوادِى ۰ ۰ و اِنَّه لَنْ تَرَوْا فيها ضُحى غَدِكُمْ
الاّ الرَّقيمَ يَمْشى بَيْنَ أَمجادٍ ۰ سَمير و عمران شَدّاد دو كاهن بودند و رَقيم نام سگى بود از آن ايشان. و ابو عبداللّه البَلخى گفت: أَبو جاد و هَوّز و حُطّى و كَلَمن و سعفص و قَرَشَتْ نامهاى پادشاهان مدين بود و پادشاهى در روزگار شُعَيب كَلَمَن را بود. چون هلاك شدند خواهر او برو مى گريست و نوحه مى كرد و مى گفت:
۰ كَلَمون هَدَّ رُكنىهُلْكُهُ وَسْطَ الْمَحِلّه ۰
۰ سَيِّدَ الْقُومِ أتاهُالْحَتَفَ نارٌ وَسْطَ ظُلَّة ۰
۰ جَعَلَتْ ناراً عَلَيْهِمدارُهُم كَالمُضْمَحِلَّة ۰
خداى تعالى از ايشان باز گفت كه آنان كه شعيب را تكذيب كردند و او را دروغ داشتند و به او كافر شدند، پنداشتى در آن سرايها و شهرها و منازل نبودند و مقام نكرده اند. [١] ايشان بودند كه زيانكار بودند، نه ديگران.
آنگه حق تعالى گفت: چون شعيب از ايشان آيس شد، روى از ايشان برگردانيد و گفت: يا قوم من! پيغامهاى خدا به شما بگزاردم و نصيحت بكردم شما را و بر من بيش از اين نيست؛ چه اندوه خواهم خوردن بر گروه كافران. محمد بن اسحاق گفت: خود را تعديه و تسليه مى دهد بر ايشان پس از آنكه دل تنگ بود بر ايشان [٢] . [٣]
گفتند: مدين نام قبيله است و گفته اند هو مدين بن ابراهيم برادرشان را در نسب شعيب [را]، و هو شعيب بن يثرون بن نويب بن مدين بن ابراهيم و گفت: اى قوم! خداى را پرستيد كه شما را جز او خدايى نيست، و پيمانه و ترازو كم مداريد و