تحقيق در تفسير ابوالفتوح رازي - عسکر حقوقی - الصفحة ٢٤٢
لذت طعام و شراب و نكاح بر او بماند تا به مردن.
مفسران گفتند: هارون در اين وقت به مصر بود و موسى به مدين. چون او بيامد و در راه نبوت دادند او را، موسى از خدا درخواست كه او را يار من كن در نبوت تا به يك جاى برويم.
خداى تعالى او را اجابت كرد و وحى كرد به هارون كه برادرت به پيغمبرى مى آيد به فرعون و من تو را يار او كردم در نبوت. شما هر دو از قِبَل من فرستاده ايد به او تا او را دعوت كنيد و موسى در راه است، تو را به استقبال او ببايد رفتن. هارون عليه السلاميك مرحله به استقبال او رفت و يكديگر را از احوال خود خبر دادند. [١]
موسى و هارون گفتند: بار خداوند ما! ما ترسيم كه بر ما تعجيل عقوبت كند و ما را بفرمايد كشتن؛ چون او پادشاهى ظالم است. خداى تعالى ايشان را گفت: مترسيد كه من با شمايم، سخن شما مى شنوم و مكان شما مى بينم و گفتند: شنوم آنچه شما گوييد و بينم آنچه شما كنيد و گفتند: شما به چشم و علم منيد. من از شما غافل نه ام و شما را ضايع نگذارم تا او بر شما سطوت كند. به او شويد و بگوييد كه ما دو پيغمبريم از خدا؛ براى آن آمده ايم تا دست از بنى اسرائيل بدارى و ايشان را با ما گسيل كنى و نيز عذاب نكنى ايشان را بر آن جمله كه مى كردى از بار و بيگار و كارهاى گران و استعباد و بنده گرفتن، و ما آماده ايم و از خداى تو آيتى و بَيِّنيتى و حجتى آورده ايم، نه آن است كه دعوى مى كنم بى برهان و به ختم سخن بگوى. سلام بر آن باد كه پس رو راه راست باشد! به ما وحى كرده اند كه عذاب بر آن كس خواهد بود كه او خداى را و پيغمبر را به دروغ دارد و پشت بر ايشان كند؛ يعنى فرمان ايشان رها كند.
ايشان به نزديك فرعون آمدند و رسالت و پيغام خداى بگزاردند. فرعون ايشان