تحقيق در تفسير ابوالفتوح رازي - عسکر حقوقی - الصفحة ٣٩٣
ارميا [١]
اين روايت محمد بن اسحاق عن وهب آن بود كه چون خداى تعالى ارميا را به پيغامبرى [٢] بفرستاد، او را فرمود: يا ارميا! من پيش از آنكه تو را آفريدم، تو را برگزيدم و پيش از آنكه تو را نگاشتم، [٣] تو را پاكيزه كردم و پيش از آنكه بالغ [٤] شدى تو را پيغمبرى دادم و تو را براى كارى عظيم [٥] اختيار كردم.
آنگه به پادشاه بنى اسرائيل فرستاد. نام او ناشية بن اموص بود تا او را مسدّد كند و ترتيب كار او و اخبار غيب به وحى خداى [٦] او را معلوم كند. بيامد و مدتى بود. بنى اسرائيل احداث بسيار كردند و ارتكاب معاصى كردند و حرامها حلال داشتند.
خداى تعالى ارميا را گفت: بترسان اين قوم را و نعمتهاى من ياد ده [٧] ايشان را و معاصى ايشان.
او گفت: من ندانم اگر تو مرا الهام ندهى. گفت: برو كه تو را الهام دادم. بيامد و خطبه اى [٨] بليغ كرد ايشان را و در آنجا بگفت كه خداى تعالى مى گويد اگر توبه نكنى و اصرار نمايى طاغى اى را، بر شما مسلط كنم كه در دل او رحمت نباشد [٩] ، با لشكرى مثل سواد اللّيل المُظلِم. ايشان امتناع كردند [١٠] . خداى تعالى [١١] وحى كرد به