تحقيق در تفسير ابوالفتوح رازي - عسکر حقوقی - الصفحة ١٣٦
لوط [١]
اما لوط، فهو لوط بن هاران بن تارخ و او پسر برادر [٢] ابراهيم عليه السلام و قوم او اهل سَدوم بودند و آن چنان بود كه لوط با عمش ابراهيم عليهماالسلام از زمين بابل بيامدند تا به شام روند. ابراهيم به فلسطين فرود آمد و لوط را به اردن فرود آورد. خداى تعالى او را به اهل سَدوم فرستاد. [٣]
محمد بن اسحاق گفت: سبب اين آن بود كه مردمان اهل ميوه و درختان و رزان بسيار بودند و غُرَبا از نواحى آمدندى وايشان را رنجه داشتندى. ابليس بيامد و بر صورت پيرى و ايشان را بگفت: اگر خواهيد كه شما از اين مردمان برهيد، شما را چنين معامله بايد كردن با ايشان. گفتند: بكنيم چون مردم از حد ببردند، ايشان گفتند: بيازماييم. هر كجا در ميان آن قوم كودكى صبيح الوجه بودند يا غلامى با او، اين معامله مى كردند تا معتاد شدند برين. حسن بصرى گفت: ايشان اين معنى جز با غريبان نكردندى. كلبى گفت: ايشان را اين عمل، ابليس آموخت كه بيامد بر صورت مردى [امردى] و ايشان را به خود استدعا كرد تا ايشان اين معنى بكردند و دلير شدند بر ديگران. چون اين معنى در ميان ايشان بسيار شد، آسمان و زمين عجيج كرد با خداى تعالى و عرش نيز. خداى تعالى بر ايشان از آسمان سنگ فرستاد و ايشان را به زمين فرو برد. [٤]