تحقيق در تفسير ابوالفتوح رازي - عسکر حقوقی - الصفحة ٢٦٢
موسى، پيش از آنكه من دستور دادم شما را؟ اين مكرى است كه شما به يك جاى ساخته ايد در شهر تا اهل اين شهر را بر اندازيد. ندانيد كه با شما چه خواهد رفت. آنگه گفت: بفرمايم تا شما را دست و پاى ببرند از خلاف؛ يعنى دست راست و پاى چپ و بفرمايم شما را تا بر دارها كنند از آن درختان.
ايشان گفتند: هيچ باك نيست؛ هر چه خواهى مى كن كه ما را حق روشن شد. چون بديد كه اصرار كردند و برنمى گردند بفرمودند تا همه را دستهاى راست و پايهاى چپ ببريدند و گفتند اول كسى كه اين عقوبت فرمود، فرعون بود. اين قول عبداللّه عباس است.
آنگه بفرمود تا همه را بر دارها كردند. يا عجب! آن قوم بامداد كافر بودند و چاشتگاه ساحر بودند و در اظهار سحر مبالغه مى كردند و سوگند مى خوردند به عزّت فرعون و نماز پيشين مؤمن بودند ونماز ديگر شهيد بودند و نماز شام به بهشت بودند.
اين حكايت قول سحره است كه ايشان گفتند فرعون را كه تو از ما چه منكر ديدى، جز آنكه ما به آيات خداى ايمان آورديم، چون به ما آمدند. آنگه سخن با فرعون منقطع كردند. چون دست و پاى بريدن ايشان فرمود و بردار كردن، گفتند: خداى ما صبر بر ما ريز و ما را جان بردار مسلمانان؛ يعنى ما را توفيق ده و الطاف پياپى دار تا بر ايمان اثبات كنيم و مقام تا مرگ به ما آيد و مأمون باشيم. [١]
قوم فرعون و اشراف و معروفان ايشان گفتند: رها خواهيد كردن موسى را و قومش را تا در زمين فساد كنند؛ يعنى دعوت او خلق را با خلاف تو و عصيان در تو و ايمان به خداى و عبادت تو رها كند تو را و خدايان تو را.
حسن بصرى گفت: فرعون (عليه اللعنة) بت پرست بود و با آنكه دعوى خدايى