تحقيق در تفسير ابوالفتوح رازي - عسکر حقوقی - الصفحة ٩٥
ابراهيم [١]
در ابراهيم چهار لغت است: «ابراهام» به دو الف از ميان «را» و «ها»، «ابرهام» به زوال [٢] «الف» از ميان «را» و «ها» و اثبات «الف» از ميان «ها» و «ميم». و اين قرائت عبداللّه عباس [٣] زبير است در شاذ. [٤] و ابوبكر خواند ابراهم به اثبات «الف» و زوال «يا». و زيد بن عمرو گويد: عُذْتُ بِما عاذ به ابراهيم اذ قال وَجْهى لك عانٍ راغم. و ابن عامر خواند ابراهام به دو «الف» و باقى قراء خواندند [٥] ابراهيم به «الف» و «يا» و هو ابراهيم بن تارخ بن تاروخ [٦] بن ساروع بن ارغو ابن عامر و هو هود النبى عليه السلام بن شالح [٧] بن ارفخشد بن سام بن نوح عليه السلام.
و اهل سير خلاف كرده اند در مسكن [٨] ابراهيم. بهرى گفتند پسوس [٩] بود از زمين اهواز و گفته اند بابل بود و گفته اند كوثى بود و گفته اند كوثكى و گفته اند كسكر و گفته اند نجران بود و ليكن پدرش به زمين بابل بود. آورد او را و او زمين نمرود بن كنعان بود. [١٠]
زجاج گفت: خلافى نيست ميان اهل نسب كه پدر ابراهيم تارخ نام بود.