تحقيق در تفسير ابوالفتوح رازي - عسکر حقوقی - الصفحة ٥٣٦
مى گريست. گفتم: اى پسر عمّ رسول! چرا مى گريى؟ گفت: از اين آيه كه مى خوانم در سوره اعراف. گفتم: آن آيه كدام است؟ گفت: اين آيات. آنگه گفت: اَيْلَه شناسى؟ گفتم: آرى. گفت: بدان كه به آن شهر جماعتى جهودان بودند در عهد داوود عليه السلام كه بر ايشان صيد ماهى حرام كرده بودند روز شنبه و سبب آن بود كه جهودان را تعظيم روز آدينه فرمودند و عبادت درو؛ چنان كه شما را فرموده اند. خلاف كردند و آن روز شنبه بدل كردند.
خداى تعالى ايشان را امتحان كرد به صيد ماهى در روز شنبه به آنچه كردند از تبديل آدينه به شنبه. خداى تعالى گفت: چون خلاف كرديد فرمان مرا، من اين روز بر شما حرام كردم و شما را فرمودم به تعظيم اين روز. هر كه اين روز معصيت كند و جز به طاعت مشغول باشد، او را عذاب كنم. و ايشان را نهى كرد از آنكه روز شنبه ماهى گيرند. چون روز شنبه بودى، چندان ماهى پديد آمدى بر روى آب بزرگ و نيكو و فربه با شكمها، چون شكمهاىِ شترانِ آبستن و بر يكديگر مى افتادندى از بسيارى؛ چنان كه روى آب بپوشيدندى. ايشان آن مى ديدند و زهره نداشتندى كه يكى را تعرض رسانند و چون شنبه بگذشتى، يك ماهى روى ننمودى در طول هفته تا ديگر روز شنبه آمدى. ماهيان همچنان انبوه شدندى. روزگارى برين آمد. شيطان ايشان را وسواس كرد و گفت: اى بيچارگانِ بى تدبيران! شما را نهى از روز شنبه كرده اند، پيرامن اين دريا حوضها و جايگاهها بكَنيد و آب دريا را راه بدو كنيد روز آدينه تا ماهيان در آن حوضها و جايها شوند روز شنبه. آنگه به آخر روز راه ببنديد بر ايشان، تا بازپس نتوانند شد. آنگه روز يكشنبه بگيريد. ايشان گفتند اين چاره اى لطيف است. همچنان كردند: روز آدينه حوضها پر آب كردند و روز شنبه پر از ماهى شدند و آخر روز راه بگرفتند و روز يكشنبه همه را بگرفتند. اين معنى پيشه كردند و بر دست گرفتند.
ابن زيد گفت ايشان را روز شنبه ماهى به اين صفت بيامدى و در دگر روزها، يكى