تحقيق در تفسير ابوالفتوح رازي - عسکر حقوقی - الصفحة ٢٦٥
و مخدوع كنيد و بفريبيد ما به تو ايمان نياريم و تو را باور نداريم.
خداى تعالى به معجزه موسى بر فرعون و قوم او افكند.
عبداللّه عباس گفت: اولش طوفان بود. مجاهد گفت: مرگ بود. مجاهد و قتاده گفتند: مراد ملخ خرد است. و روايتى ديگر آن است كه قُمَّل شپشه سياه باشد كه در گندم افتد. ابن زيد گفت: قُمّل براغيث باشد كيك. سعيد جبير و حسن بصرى گفتند: جانورى سياه بود، خرد. عطاى خراسانى گفت: شپش بود. ابوالعاليه گفت: خداى تعالى اين قُمَّل را مسلط كرد بر چهارپايان، ايشان تا از پاى بيفتادند و هيچ كار نتوانستند كردن. بعضى گفتند مورچه خرد بود و [به فارسى] و بزغ [گويند] و خون.
اما كيفيت نزول اين آيات و وصف آن. عبداللّه عباس و سعيد جبير و قتاده و محمد بن اسحاق بن يسار روايت كردند و حديث بعضى در بعضى داخل است كه چون سحره ايمان آوردند و فرعون برگشت مقهور و مقلوب، با آن همه، الاّ كُفر و اصرار بر كفر و بر معصيت نيفزودند، خداى تعالى ايشان را معالجه كرد به اين چهار آيت كه «عصا» بود و «يد بيضا» و «قحط» و «نقصان ميوه» و ايشان هيچ متنبه نشدند. موسى عليه السلام دعا كرد و گفت: بار خدايا! آيتى نماى كه بر اينان نقمتى باشد و قوم را پندى باشد و آنان را كه پس ما باشند، عبرتى باشد و آيتى. خداى تعالى طوفان فرستاد بر ايشان و آن آبى بود از آسمان كه بيامد و در خانهاى ايشان [افتاد]؛ چنان كه ايشان در ميان آب بودند. در خانها تا به زانو و بر ايشان غلبه كرد و طعام و شراب و متاع بر ايشان تباه شد و خانهاى [خانه هاى] اسرائيليان با خانهاى قبطيان آميخته بود، ديوارها با ديوار و درها بر هم گشاده. در خانه اسرائيلى از آن آب يك قطره نبودى و سراى قبطى فرو مى آمد به آب و بناها خراب مى شد تا چندان آب پديد آمد كه به سينه ايشان برسيد و نيز در باغها و زمينهاى ايشان افتاد تا كشت نتوانستند كردن. اين حال بر ايشان مسلط شد. هفت روز از شنبه تا شنبه به استغاثت و فرياد بر موسى آمدند و گفتند دعا كن خدايت را تا اين عذاب از ما بردارد تا ما ايمان آريم و