تحقيق در تفسير ابوالفتوح رازي - عسکر حقوقی - الصفحة ٦٨
ايشان گفتند: اگر بر صورت ايشان تماثيلى سازيم و اشتياق ديدن ايشان به ديدن اين تماثيل بكساريم، گفتند: روا باشد، بساختند. چون ايشان بمردند، شيطان بيامد و فرزندان ايشان را گفت: اينان معبودان پدران شما بودند؛ چرا ايشان را نپرستيد. ايشان بت پرستيدن گرفتند.
عبداللّه عباس گفت: نوح كافران را منع كردى از آنكه گور آدم طواف كردندى. ابليس بيامد و ايشان را گفت: تنى است بى روح، من براى شما تماثيلى سازم كه شما گرد آن طواف كنيد. براى ايشان پنج صنم بتراشيد: ود و سواع و يغوث و يعوق و نسر، و ايشان را حمل كرد بر آنكه آن بتان را پرستيدند. چون ايام طوفان بود، در زير خاك و گل پنهان شدند تا آن وقت كه شيطان براى مشركان عرب قضاعه ود را بر گرفتند و آن را به دومة الجندل مى پرستيدند ازيشان به ميراث به بنى كلب رسيد. اسلام در آمد و آن بت نزديك ايشان بود. [١]
و قبيله طى يغوث را بر گرفتند و به مراد بردند و مدتى پرستيدند. آنگه بنو فاجيه [٢] خواستند تا از ايشان بستانند. آن را بگريزانيدند با بنى الحرث بن كعب و اما يعوق را كفلان [٣] بر گرفتند و نزديك ايشان مى بود پس به ميراث به همدان رسيد و اما نسر به خَثْعَم افتاد و سواع به ذوالكلاع. [٤]
عطا و قتاده و ثمالى و ابن المسيب گفتند اين پنج بت از قوم نوح به عرب رسيد... . [٥]
و بسيار كس را گمراه كردند آنگه نوح بر ايشان دعا كرد، گفت: بار خدايا! ظالمان را ميفزاى، الاّ ضلال و هلاك. غرقه كردند ايشان را و به دوزخ بردند. ضحاك گفت: