تحقيق در تفسير ابوالفتوح رازي - عسکر حقوقی - الصفحة ٦٦
كردى؟ گفت: آرى كردم به غايت جهد و طاقت كه در عهد نوح چهل سال رحم زنان ايشان عقيم شد و باران از آسمان نيامد. نوح عليه السلام ايشان را گفت: از خدا آمرزش خواهيد و استغفار كنيد تا خدا شما را باران دهد و زنان شما با حال ولادت شوند. [١] و مدد دهد و زياده كند شما را به مالها و فرزندان نرينه و شما را بستانها دهد و جويهاى آب روان.
آنگه نوح قوم را گفت: چه بوده است شما را كه اميد نمى داريد خداى را وقارى؟ [٢]
خداى تعالى بيافريده است بارها شما را، يك بار نطفه بوديد، آنگه علقه، آنگه مضغه، آنگه عظام، آنگه لحم، آنگه خلقى با حيات، آنگه طفل، آنگه كودك، آنگه مراهق، آنگه محتلم، آنگه مخطط [٣] ، آنگه جوان، آنگه كهل، آنگه پير، آنگه خرف. بعضى ديگر گفتند: يكى سياه، يكى سفيد، يكى سرخ، يكى اسمر، يكى عربى، يكى عجمى، يكى كوتاه، يكى دراز، يكى نيكو، يكى زشت، يكى عاقل، يكى ابله، يكى فراخ روزى، يكى تنگ روزى، يكى سازنده، يكى ناساز. نمى بينيد كه خداى تعالى اين نعمت آسمان مطبق چگونه آفريد و ماه در آسمانها نورى داد و آفتاب را درو چراغى كرد و اگر چه اين در آسمان دنياست كه روى آفتاب و ماه به جانب آسمان است و قفاى ايشان به جانب زمين؛ و خدا بروياند شما را از زمين رويانيدنى، پس شما را ديگر باره باز پس از آنكه بمرده باشيد و باز ديگر باره شما را از زمين بيرون آورد چون زنده كند شما را، خداى تعالى زمين را براى شما بگسترد و بساط شما كرد تا از او در راههاى مختلف مى رويد.
نوح گفت: بار خدايا! اين قوم در من عاصى شدند و نافرمانى مى كنند و متابعت