تحقيق در تفسير ابوالفتوح رازي - عسکر حقوقی - الصفحة ٥٨
اگر خداى خواهد كه شما را غاوى كند. [١]
چه او خداى خداوند و پروردگار شماست و مرجع و مآل شما با اوست.
آنگه حق تعالى گفت: از قِبَلِ من بر نوح وحى كردند كه طمع بردار از ايمان اينان كه بيش از اين كه ايمان آوردند.
در بؤس و سختى رنج مباش به آنچه ايشان مى كنند، چون نوح عليه السلام از ايمان ايشان آيس شد بر ايشان دعا كرد [٢] ... .
آنگه حق تعالى فرمود تو ساز كشتى كن و با من هيچ سخن مگو در باب اين كافران كه ايشان را غرق خواهند كردن [٣] ، بكن كشتى.
و كشتى مى كرد و هر گه كه قومى بر او مى گذشتند از او افسوس داشتندى و استهزا كردندى.
عبداللّه عباس گفت: نوح عليه السلام كشتى به دو سال بكرد و طول كشتى سيصد گز در هوا و از چوب ساج بود و سه طبقه داشت و طبقه اول زيرين سباع و وحوش و هوامّ بود و عرض پنجاه گز و بالايش سى گز و در طبقه مياننين دواب و انعام و بهايم بود و در طبقه بالايين نوح بود عليه السلام و قومى كه با او بودند و چيزى كه ايشان را به كار بود از طعام و شراب.
رسول عليه السلام گفت: نوح در ميان قوم هزار سال كم پنجاه سال مقام كرد و قوم را با خداى تعالى خواند به آخر كار خداى تعالى فرمود تا درختى بكاشت و آن درخت بزرگ شد و سطبر گشت. حق تعالى فرمود او را تا او ببريد و از او كشتى مى ساخت و ايشان بر او مى گذشتند و مى گفتند نوح خانه مى سازد براى زمستان تا سردش نباشد و يكى مى گفت نهانخانه مى سازد و يكى مى گفت انبار خانه مى سازد و مى گفتند تا