تحقيق در تفسير ابوالفتوح رازي - عسکر حقوقی - الصفحة ٥٣٣
بياورد. ايشان از آن خمر باز خوردند تا مست شدند. چون مست شدند، بُت را سجده كردند و كسى [١] آنجا رسيد، او را كشتند و با آن زن خلوت كردند. [٢] آخر روز بود كه هر چهار معصيت از ايشان به وجود آمد.
سدّى و مكى [٣] گفتند نماز شام [٤] خواستند به آسمان شوند، نتوانستند و نام خداى فراموش كرده بودند و قوت نداشتند. بدانستند كه اين [٥] از شومى معصيت ايشان است.
به نزديك ادريس پيغامبر [٦] عليه السلام آمدند و گفتند: اى بنده صالح! ما آن عبادت كه آن از آنِ [٧] تو ديديم كه به آسمان مى آوردند، از آنِ كسى ديگر [٨] نديديم. دانيم كه تو را نزديك خداى تعالى [٩] منزلتى عظيم باشد. ما را از خداى تعالى در خواه. [١٠] ادريس گفت: بار خدايا كه احوال ايشان بر تو پوشيده نيست. حق تعالى گفت: من ايشان را لامحال عذاب خواهم كردن و لكن ايشان را مخيّر كن تا عذاب دنيا مى خواهند [١١] يا عذاب آخرت. ايشان عذاب دنيا اختيار كردند.
و علما در كيفيت عذاب ايشان خلاف كردند. عبداللّه مسعود گفت ايشان را [١٢] به موى سر آويخته اند تا روز [١٣] قيامت. قَتاده گفت از كمر بست تا بند پاى در بند و قيدند. عثمان بن سَعيد گفت به پاى آويخته اند و به سياط آتشين [١٤] مى زنند ايشان را.