تحقيق در تفسير ابوالفتوح رازي - عسکر حقوقی - الصفحة ٥٣٢
حق تعالى گفت: اگر [آن] شهوت كه در ايشان مُرَكَّب است، در شما باشد [١] و به جاى ايشان شما باشيد، همان كنيد. [٢] گفتند: بار خدايا! تو منزهى، ما را نرسد كه در تو عاصى شويم و تو را [٣] بيازاريم.
خداى تعالى [٤] گفت: دو فرشته را بگزينيد [٥] تا من ايشان را به زمين فرستم تا خود چگونه كنند.
ايشان هاروت و ماروت [٦] را اختيار كردند. حق تعالى ايشان را به زمين فرستاد و شهواتى كه بر بنى آدم باشد [٧] از شهوات طعام و شراب و نكاح، در ايشان مُرَكَّب كرد. و ايشان را نهى كرد [از] آن كفر و شِرك و شُرب خمر و زنا و قتل نفس به ناحق. ايشان بيامدند و به روز ميان [مردم] حكم كردند [٨] و شب به آسمان [٩] مى شدند به ياد كردن نام خداى [١٠] (عزّوجلّ).
يك ماه بر اين [١١] برنيامد كه زنى از پارس با جمال تمام، نام او زهره، به حكومت پيش ايشان آمدند. [١٢] بدو [١٣] نگريدند و بر او فتنه شدند [١٤] و استدعا كردند. او اجابت نكرد. روز ديگر باز آمد. ايشان او را استدعا كردند. گفت: اجابت نكنم، الاّ آن گاه [١٥] كه بت را سجده كنيد و يا خمر باز خوريد و يا كسى را بكشيد. انديشه كردند كه بت را چگونه سجده شايد كردن و قتل نفس هم عظيم باشد، مگر پاره اى خمر باز خوريم. بر اين قرار دادند. زن آن روز برفت و ديگر [١٦] روز آمد و پاره اى خمر با خود