تحقيق در تفسير ابوالفتوح رازي - عسکر حقوقی - الصفحة ٥٢
نوح [١]
ما نوح را به قوم خود فرستاديم و هو نوح بن لمك بن متوشلخ بن اُخنوخ و هو ادريس النبى ابن مهلائيل بن برد بن قبان [٢] بن انوش بن شيث بن آدم عليهم السلام. و نوح عليه السلاماول پيغمبرى بود كه خداى تعالى او را فرستاد از پس ادريس و چون خداى تعالى او را به پيغمبرى فرستاد، او را پنجاه سال بود و گفتند درودگر بود و مادرش قينوش بنت راكيل بن فحوئيل بن اُخنوخ بود. خداى تعالى او را به فرزندان قابيل [فرستاد ]و آنان كه از فرزندان شيث متابع ايشان بودند. عبداللّه عباس گفت: دو بطن بودند از فرزندان آدم: يكى در سهل و يكى در جبل. آنان كه در كوهستان بودند، مردانشان نكوروى و زنانشان ذميم الخلق بودند. و مردان كه در سهل بودند، ذميم الخلق بودند و زنان نكو روى. ابليس به نزديك مردى آمد از اهل سهل، در صورت غلامى و گفت: مرا كسى مى بايد تا خدمت او كنم. مرد گفت: خواهى پيش من آى و خدمت من كن تا مزدت مى دهم. گفت نيك آيد و پيش او رفت و خدمت او مى كرد و گوسفندان او مى چرانيد. روزى بايستاد، [و] نى بساخت، يعنى يَراع، و پيش او كس ساخته نبود و بزد. مردم آوازى شنيدند كه هرگز نشنيده بودند. هر روز جماعتى برِ او آمدندى و سماع آن نى كردندى و خبر به اهل جبل رسيد كه مردى هست در سهل كه چيزى بساخته است كه از آنجا آوازى خوش مى آيد.