تحقيق در تفسير ابوالفتوح رازي - عسکر حقوقی - الصفحة ٣٩٠
[و او] آن جنيان را هر يكى را به كارى فرو داشته بود. ايشان آن كار مى كردند و در سليمان مى نگريستند و ندانستند كه او مرده است؛ تا يك سال بر آمد. بعد يك سال درخت سنبه بيامد و عصاى او بسفت. چون ثقل سليمان به عصا رسيد، عصا بشكست و سليمان بر روى درفتاد. مردم بدانستند كه سليمان مرده است و يك سال است تا مرده است و جنيان نمى دانستند؛ چو اگر دانستندى، در آن عذاب نماندندى. [١]
اهل تاريخ گفته اند عمر حضرت سليمان عليه السلام پنجاه و سه ساله بود و مدت ملكش چهل سال بود سيزده سالگى پادشاه شد و به سال چهارم از ملكش ابتدا كرد به بناى بيت المقدس. [٢]
سليمان و شياطين سحر و نير نجات [٣]
اهل سير گفتند: سبب نزول آيت آن بود كه شياطين سحر و نير نجات بنوشتند بر زبان آصف برخيا و بر پشت آن بنوشتند: «هذا ما علّم آصف بن برخيا سليمان الملك» و پنهان سليمان در زير سر او دفن كردند. چون سليمان فرمان يافت، بيامدند و آن نوشته از زير سر او بر آوردند و گفتند: سليمان بر مردمان و جنيان و خلايق به اين پادشاهى مى كرد. شما نيز بياموزى تا هم چنان كه او، ملك يابى. اما علما و صلحا بنى اسرائيل گفتند: معاذ اللّه كه اين علم سليمان باشد و از آن تبرا كردند، و اما سفله و جهال چون آن ديدند، نوشتن و آموختن گرفتند و تعاطى مى كردند و حديث سليمان و آنكه او ساحر بود بر زبانهاى ايشان روان شد...
سدى گفت شياطين در عهد پيشين بر آسمان توانستندى شدن و جايها مقام