تحقيق در تفسير ابوالفتوح رازي - عسکر حقوقی - الصفحة ٣٧٢
باشد پيش از آنكه از آنجا مردى به تو آيد، من اين عرش پيش تو آرم. گفتند: سليمان بنگريد تا به يمن بديد و اين قول آن كس باشد كه اين كلام بر حقيقت حمل كند و در آنجا تعجبى نباشد... .
بعضى دگر گفتند اين كسى كه علم كتاب به نزديك او بود، خود سليمان بود؛ چه در عهد او از او فاضل تر و بهتر و مستجاب الدعوه تر نبود.
بعضى دگر گفتند خضر بود. مجاهد گفت مردى بود نام اسطوح. قتاده گفت نامش تمليخا بود و در اخبار و اقوال بيشتر آن است كه آصف برخيا بود.
عبداللّه بن اسماعيل بن زيد گفت: مردى صالح بود از بعضى بحيرهاى دريا و مردى سياح در جهان مى گشت تا عجايب جهان بيند و نام مهترين خداى دانست، خداى را به آن نام بخواند. اجابت كرد و در حال، سرير حاضر كردند پيش سليمان عليه السلام، پيش از آنكه سليمان چشم بر كرد.
علما خلاف كردند در آن نام و در آن دعا كه عند آن عرش حاضر كردند. از رسول صلى الله عليه و آله روايت كردند كه آصف خداى را به اين نامها خواند كه: يا حى يا قيوم.
زهرى گفت: اين بود كه گفت: يا اِلهَنا و إلهَ كُلِّ شَيء لا إلهَ إلاّ أَنت.
مجاهد گفت: يا ذا الجَلالِ و الإِكْرام.
عبداللّه عباس گفت: آصف دو ركعت نماز كرد و خداوند تعالى فرشتگان را بفرستاد در زير زمينى بياوردند و زمين شكافته شد و سرير از پيش سليمان بر آمد از زمين.
و گفتند خداى تعالى معدوم بكرد و پيش سليمان (عليه الصلوة والسلام) باز آفريد.
چون سليمان (على نبينا و عليه الصلوة والسلام) به نزديك خود ديد، گفت: اين از فضل خداى من است تا خداى من مرا ابتلا و امتحان كند كه من نعمت او را شاكرم يا شكر نخواهم كردن.