تحقيق در تفسير ابوالفتوح رازي - عسکر حقوقی - الصفحة ٢٩٤
مراد آن است كه خداوند لشكرها بود كه خيمه هاى موتَد داشتند از كثرت خيام و اَوتاد او را ذوالاوتاد [١] خواند كه او را مضاربى [٢] و خيمهايى بود كه برزدندى براى [٣] او و در زير آن براى او انواع ملاعب ساخته بودندى جنس شب بازى و آن نوعى شعبده بود كه اهل آن روزگار تعاطى كردندى.
مجاهد گفت: ذوالاوتاد، يعنى ذوالابنية المُحكَمَة؛ خداوند بناهاى محكم بود و براى آنكه استوارى خيمها [٤] به اوتاد باشد. مجاهد گفت: براى آن ذوالاوتاد خواند او را كه او مردم را در عقوبت [٥] چهار ميخ كردى. دستها و پايهايشان به ميخها بدوختى بر زمين و ايشان را عذاب كردى.
عطا روايت كرد از عبداللّه عباس كه فرعون را براى آن ذوالاوتاد خواند كه زنى بود، زن خازن [٦] فرعون، حزبيل بن نوخاييل و مؤمن آل فرعون بود و ايمان خود را پنهان مى داشت، صد سال. [٧] او آن است كه خداى تعالى مى گويد او را: «وَ قالَ رَجُلٌ مُو?مِنٌ مِنْ آلِ فِرْعَوْنَ يَكْتُمُ إِيمانَهُ» . [٨] و زن ماشطه دختر فرعون بود و مؤمنه اى بود. [٩] يك روز دختر فرعون سر به شانه مى كرد. شانه از دستش بيفتاد. گفت: كور باد آنكه به خداى كافر باشد! دختر فرعون گفت: تو را خداى است [١٠] جز پدر من؟ گفت: اى واللّه خداى من و خداى پدرت و خداى آسمانها و زمينها و آفريدگار عالم و عالميان او [١١] ، يكى است بى همتا [١٢] و انباز. دختر از [١٣] آنجا برفت و پدر را خبر داد. [١٤] فرعون