تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٧٨
٥- براى بالا بردن سطح اخلاق جامعه، همه دانشمندان بدون استثنا تلاش دارند.
٦- انسان از خطاهاى خود توبه مىكند، با قبول اصل جبر توبه معنى ندارد.
٧- انسان بر كوتاهىهائى كه كرده حسرت مىخورد، چرا؟
٨- در تمام دنيا، بدكاران و مجرمان را محاكمه مىكنند و آنها را تحت بازپرسى شديد قرار مىدهند، كارى كه از اختيار بيرون است، بازپرسى و محاكمه ندارد.
٩- در همه دنيا و ميان تمام اقوام اعم از خداپرستان و ماديين، براى مجرمان مجازات قائلند، مجازات بر كارى كه مجبور بوده، چرا؟!
١٠- حتى طرفداران مكتب جبر، هنگامى كه كسى به منافع و حيثيت آنها تجاوز كند فرياد مىكشند و او را مقصر مىشمارند، و به دادگاه مىكشانند!
خلاصه، اگر راستى انسان از خود اختيارى ندارد، پشيمانى چه معنى دارد؟
ملامت و سرزنش براى چيست؟ آيا مىشود كسى را كه دستش بىاختيار مرتعش و لرزان است ملامت كرد؟
چرا نيكوكاران را مدح و تشويق مىكنند، مگر از خود اختيارى داشتهاند كه با تشويق به كار نيك ادامه دهند؟
اصولًا، با پذيرش تأثير تعليم و تربيت، جبر مفهوم خود را از دست خواهد داد.
و از اين گذشته، مسائل اخلاقى بدون قبول آزادى اراده ابداً مفهومى ندارد.
اگر ما در كارها مجبوريم، توبه يعنى چه؟ حسرت خوردن چرا؟ محاكمه شخص مجبور از ظالمانهترين كارها است، و مجازات او از محاكمهاش بدتر.
همه اينها نشان مىدهد كه: اصل آزادى اراده، فطرى همه انسانها و موافق وجدان عمومى بشر است، نه تنها عوام، كه همه خواص و همه فلاسفه در عمل چنيناند، و حتى جبرىها در عمل اختيارى هستند: «أَلْجَبْرِيُّونَ إِخْتِيارِيُّونَ مِنْ