تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٠١
حقارت به سايرين نگاه مىكنند، جاى تعجب نيست كه ظالمان كافر، لجوج و خودخواه دست به چنين حربهاى در برابر اهل ايمان زنند.
امروز نيز، همان برنامه به صورتهاى متنوع در رسانههاى گروهى جهان تحت عنوان «طنز» و برنامههاى فكاهى و تفريحى ادامه دارد، الآن نيز مىكوشند حق و طرفدارانش را با استفاده از اين حربه قديمى از ميدان بيرون كنند.
ولى، مؤمنان در برابر آنها با توجه به وعدههاى الهى كه نمونه آن در آيات فوق آمده است، آرامش مىيابند، و روح مقاومت در مقابل آن تاريكدلان در آنها دميده مىشود.
اصولًا «استهزاء»، «سخريه»، «غمز» و «ضحك» در مقابل حق، كه در آيات فوق به آن اشاره شده، همه از گناهان كبيره و نشانه جهل و غرور است، يك انسان فهميده، عاقل و هوشيار، به فرض كه به مكتبى عقيده نداشته باشد، با آن، برخورد منطقى مىكند، و هرگز به خود اجازه نمىدهد به اين گونه حربهها متوسل گردد.
***
خداوندا! همه ما را از غرور و جهل و كبر حفظ فرما!
پروردگارا! به ما روح حقطلبى و حقجوئى و تواضع مرحمت كن!
بارالها! نامه اعمال ما را در «عليين» قرار ده، و از زمره «سجينيان» بيرون بر!
آمِيْنَ يا رَبَّ العالَمِيْنَ
پايان سوره انفطار «١»