تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٩٦
تمام آن سوخته و چيزى جز خاكستر بر جاى نمانده باشد، هر نوع ماده سوختنى ديگرى به جاى زغال سنگ فرض كنيم، همين اشكال را دارد.
حقيقت اين است كه: مفهوم سوختن در مورد خورشيد صادق نيست، آنچه صدق مىكند انرژى حاصل از تجزيههاى اتمى است، و مىدانيم اين انرژى فوق العاده عظيم است.
بنابراين، اتمهاى خورشيد دائماً در حال تجزيه و تشعشع و تبديل به انرژى است، كه طبق محاسبه دانشمندان هر ثانيهاى كه بر او مىگذرد چهار ميليون تن از آن كاسته مىشود! اما حجم خورشيد به قدرى عظيم است كه با گذشت هزاران سال، خم به ابرو نمىآورد، و كمترين تغييرى ظاهراً در وضع آن حاصل نمىشود.
ولى، بايد دانست همين امر در دراز مدت به فنا و نابودى خورشيد كمك مىكند، و سرانجام اين جرم عظيم لاغر و لاغرتر و كم فروغ و عاقبت بىنور مىشود، اين امر درباره ساير ستارگان نيز صادق است. «١»
بر اين اساس، آنچه در آيات فوق پيرامون تاريك شدن خورشيد و متلاشى شدن ستارگان آمده است، حقيقتى است كه با علم امروز كاملًا هماهنگ مىباشد، و قرآن زمانى اين حقايق را بيان كرده كه نه تنها در محيط «جزيره عربستان»، كه در محافل جهان علمى آن روز نيز از اين مسائل خبرى نبود.
***