تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦٧
٢- شرابهاى بهشتى!
در آيات مختلف قرآن مجيد، توصيفهاى زيادى از شرابهاى بهشتى شده است، كه بررسى آنها نشان مىدهد، نوشندگان آنها در چنان لذت روحانى فرو مىروند كه با هيچ بيانى قابل توصيف نيست.
در يك جا، آن را به عنوان «شراب طهور» توصيف مىكند: «وَ سَقاهُمْ رَبُّهُمْ شَراباً طَهُوراً». «١»
و در جاى ديگر، تأكيد مىكند كه اين شراب زلال، بىغش و لذتبخش نه دردسر مىآفريند، و نه مستى مىآورد و نه فساد عقل: «يُطافُ عَلَيْهِمْ بِكَأْسٍ مِنْ مَعِينٍ* بَيْضاءَ لَذَّةٍ لِلشَّارِبِينَ* لا فِيها غَوْلٌ وَ لا هُمْ عَنْها يُنْزَفُونَ». «٢»
در يك جا، مىفرمايد: از جامى مىنوشند كه با «كافور» آميخته شده (خنك و آرامكننده است) «يَشْرَبُونَ مِنْ كَأْسٍ كانَ مِزاجُها كافُوراً». «٣»
و در جاى ديگر، مىافزايد: از جامى به آنها مىنوشانند كه آميخته با «زنجبيل» است، (گرمكننده و نشاط آفرين) «وَ يُسْقَوْنَ فِيها كَأْساً كانَ مِزاجُها زَنْجَبِيلًا». «٤»
در آيات مورد بحث نيز خوانديم: جامهائى لبالب و زلال و دمادم دارند «وَ كَأْساً دِهاقاً».
و از همه مهمتر اين كه: «ساقى» اين بزم روحانى، خدا است!! از دست قدرت او و از بساط لطف و مرحمتش بر مىگيرند و مىنوشند و مست جذبه عشق و معرفت او مىشوند: «وَ سَقاهُمْ رَبُّهُمْ». «٥»
خداوندا! به ما هم از آن شراب طهور مرحمت كن!
***