تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٧١
شده بود، آيات مورد بحث، نخست به معرفى آنان پرداخته، مىگويد: «آنها كسانى هستند كه روز جزا را انكار مىكنند» «الَّذِينَ يُكَذِّبُونَ بِيَوْمِ الدِّينِ».
***
و بعد، مىافزايد: «تنها كسانى روز جزا را تكذيب مىكنند كه متجاوز و گنهكارند» «وَ ما يُكَذِّبُ بِهِ إِلَّا كُلُّ مُعْتَدٍ أَثِيمٍ».
يعنى، ريشه انكار قيامت، منطق و تفكر و استدلال نيست، بلكه افرادى كه مىخواهند پيوسته به تجاوزها ادامه دهند و در گناه غوطهور باشند، منكر قيامت مىشوند (توجه داشته باشيد «أَثِيم» صفت مشبهه است و دلالت بر استمرار و ادامه گناه دارد).
آنها مىخواهند: بدون هيچ گونه احساس مسئوليت، و به گمان خود با نهايت آزادى و دورى از هر گونه فشار و ناراحتى وجدان، به زشتكارىها ادامه دهند، و هيچ قانونى را به رسميت نشناسند، اين نظير همان چيزى است كه در آيه ٥ سوره «قيامت» آمده است: بَلْ يُرِيدُ الْانْسانُ لِيَفْجُرَ أَمامَهُ: «بلكه انسان مىخواهد در آينده عمر خويش پيوسته راه فجور پيش گيرد، لذا قيامت را تكذيب مىكند».
و به اين ترتيب، همان گونه كه عقيده در عمل اثر مىگذارد، اعمال آلوده نيز در شكل بندى عقائد تأثير مىكند، اين معنى در تفسير آيات بعد روشنتر خواهد شد.
***
در آيه بعد، به سومين وصف منكران قيامت اشاره كرده، مىفرمايد:
«هنگامى كه آيات ما بر او خوانده مىشود مىگويد: اين همان افسانهها و مطالب بىاساس پيشينيان است» «إِذا تُتْلى عَلَيْهِ آياتُنا قالَ أَساطِيرُ الْا وَّلِينَ».