تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٦٦
٤٠- و صورتهائى در آن روز غبارآلود است.
٤١- و دود تاريكى آنها را پوشانده است.
٤٢- آنان همان كافران فاجرند!
تفسير:
صيحه رستاخيز
بعد از ذكر قسمت قابل توجهى از مواهب الهى و نعم دنيوى، به بيان معاد و گوشهاى از حوادث رستاخيز و سرنوشت مؤمنان و كافران مىپردازد، تا از يكسو اعلام كند: اين مواهب و متاع هر چه باشد زودگذر است و نقطه پايانى دارد، و از سوى ديگر، وجود اينها دليلى است بر قدرت خداوند بر همه چيز و بر مسأله معاد.
مىفرمايد: «هنگامى كه آن صداى مهيب و گوشخراش (صيحه رستاخيز) بيايد كافران و مجرمان در اندوه و ندامت عميقى فرو مىروند» «فَإِذا جاءَتِ الصَّاخَّةُ». «١»
«صاخَّه» از ماده «صخّ» در اصل، به معنى صوت شديدى است كه نزديك است گوش انسان را كر كند، و يا به راستى گوش را كر مىكند، و در اينجا اشاره به «نفخه دوم صور» است، همان صيحه عظيمى كه صيحه بيدارى و حيات مىباشد، و همگان را زنده كرده، به عرصه محشر دعوت مىكند.